منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٦٩ - نمونههايى از گستره دو مكتب
براى اينكه گستره اين دو خط مشى (تعبّد محض و اجتهاد) بيشتر روشن شود، به ذكر بعضى از متون مىپردازيم.
* ابن سعد در طبقات از عبدالله بن علا نقل مىكند كه گفت:
از قاسم- كه بر من حديث املا مىكرد- پرسيدم، گفت: در زمان عمر احاديث زياد شد، به مردم اعلام كرد كه احاديثشان را نزد او بياورند! چون آوردند دستور داد آنها را بسوزانند، وسپس گفت:
«مثناة كمثناة[١] أهل الكتاب»؛
اينها نوشتههايى است، مانند ميشناى[٢] يهود و نصارى[٣].
در برابر اين رويدادها در ذهن خواننده پرسشهايى پديد مىآيد كه پاسخهاى دقيق و قانع كننده مىطلبد:
- چرا احاديث در دورانِ خلافتِ عمر- به ويژه- فزونى يافت؟ اين پديده بر چه چيزى دلالت مىكند؟
- چرا عمر دستور داد احاديث را بسوزانند؟ و آنها را با آب از بين نبرد يا در زمين دفن نكرد؟
- چرا عمر- بىتحقيق و وارسى- در اين كار شتاب ورزيد؟
[١] . چنانچه بعضى از نويسندگان يادآور شده اند، ضبط صحيح چنين است: مشناه كمشنات ...( م).
[٢] .« ميشنا» و« گمارا» مجموعههايىاند كه در شرح كتابِ مقدس فراهم آمد و مجموعه آنها« تلمود» ناميده مىشود( م).
[٣] . الطبقات الكبرى ٥: ١٨٨؛ سير أعلام النبلاء ٥: ٥٩.