منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٤٦ - خلاصه و نتيجه بحث
در كشف الأسرار، امير بادشاه در تيسير التحرير، ابن امير الحاج در التقرير والتحبير، نَسَفى در كشف الأسرار و ملاجيون در نور الأنوار شرح المنار.
و بعضى از حنفيه گفتهاند: چون ابن عُمَر با حديثى كه خودش روايت كرده، مخالفت ورزيده است، اين حديث اعتبار ندارد و نمىتوان به آن احتجاج كرد (و نگفتهاند كه آن منسوخ است)؛ مانند بَزْدَوى در اصولش، و خبازى در المغني.
آنگاه دكتر عبدالكريم مىگويد:
نظر راجح همان عقيده جمهور علماست؛ يعنى بالا بردن دستها هنگام تكبيرة الإحرام، و هنگام ركوع، و هنگام بلند شدن از ركوع.
به چند دليل:
اول: عمل پيامبر است نه فعل يكى از صحابه؛ خواه ابن عُمَر باشد يا كس ديگر.
دوم: به مقتضاى اين حديث، اصحاب پيامبر عمل كردهاند؛ حسن مىگويد: اصحاب پيامبر را ديدم كه هنگام تكبيرة الإحرام و هنگام ركوع آن گاه كه سر از ركوع برمىداشتند، دستهايشان را چونان بادبزنها، بلند مىكردند[١].
بخارى مىگويد: ابن مَدِينى- كه اعلم اهلِ زمان خود بود- مىگفت: به دليل اين حديث، شايسته است مسلمانان [هنگام تكبير] دستهايشان را بلند كنند[٢].
سوم: سخن مجاهد مبنى بر اين كه: وى نديد كه ابن عمر دستانش را بلند كند مگر در تكبيرِ آغاز نماز، با آنچه طاووس ذكر كرده، معارض است. طاووس مىگويد: ابن عمر را ديده كه موافق با آنچه وى از پيامبر روايت مىكند، عمل مىكرد.
[١] . التمهيد( ابن عبدالبر) ٩: ٢١٧؛ المغنى ١: ٢٩٥؛ الدرايه فى تخ-- ريج اح- اديث اله- دايه ١: ١٥٥؛ نصب الرايه ١: ٤١٦.
[٢] . التحقيق فى احاديث الخلاف ١: ٣٣١، حديث ٤١٩؛ المغنى ١: ٢٩٥؛ تحف- ه الأح-- وذى ٢: ٨٨.