منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٣٦ - چكيده سبب اخير
از همه آنچه گذشت به دست مىآيد كه اين افكار و غير آن، به دليل منع از تدوين سنّت و التزام به حجيّت رأى صحابه و ديگر عوامل سياسى، پديد آمد.
درباره اختلاف، رياضىدانان گفتهاند كه از يك ميلىمتر شروع مىشود و به يك كيلومتر مىرسد، بلكه به بىنهايت مىانجامد. ما امروزه اين حقيقت را آشكارا در احاديث پيامبر (و بلايى كه شريعت به آن گرفتار آمد) شاهديم. كار سنّت به جايى رسيده است كه جز به فعل صحابه پذيرفتنى نيست، بلكه كلام صحابى و فعل او مخصّص قرآن قرار مىگيرد!
در اينجا بعضى از سخنان اهل بيت عليهم السلام را مىآوريم كه دربر دارنده پاسخ به بسيارى از شبهههاست و بر نامشروع بودنِ «رأى گرايى» تأكيد دارد.
امام صادق عليه السلام نامه مفصّلى به يكى از اصحابش دارد، در آن آمده است:
اى كسانى كه اميد رحمت و رستگارى برايتان هست! خدا خيرى را كه برايتان آورد كامل ساخت. بدانيد كه خواست خدا اين نيست كه آدمى در دينش هواى نفس و رأى و قياس را برگزيند.
خدا قرآن را فرستاد و بيانِ هر چيزى را در آن قرار داد و براى قرآن و قرآن آموزى كسانى را شايسته دانست كه علمِ خدايى دارند و در دينشان به هوا و رأى و قياس نمىگروَند؛ آنان همان اهل ذكراند كه خدا امّت را به سؤال از آنها فراخواند ...
رسول خدا پيش از رحلت، آنان را بر اين كار ملزم ساخت! آنها پس از درگذشت آن حضرت، گفتند: ما مىتوانيم اجماع مردم را ملاك قرار دهيم! بر خلافِ فرمان خدا و پيامبر، اين رويه را در پيش گرفتند، اين گونه كسان چقدر جسور و گمراهاند! چه پندار خامى دارند كه اين كار را مقدور خود مىدانند! والله، وظيفه خلق اين است كه مطيع فرمان خدا باشند و در حيات محمّد صلى الله عليه و آله و بعد از مرگ او از امرِ خدا پيروى كنند.
آيا اين دشمنان خدا مىپندارند كه در زمانِ پيامبر كسى مىتوانست به رأى و قياس عمل كند؟ اگر بگويند: آرى، دروغ بر خدا بستهاند و بسيار در گمراهى به سر مىبرند؛ و اگر بگويند: نه، به حجّت عليه خود اقرار كردهاند؛ چنان كه در