منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٧٩ - تحليل و نتيجهگيرى
گفت: او در ميان همين كسان است! كعب لحظهاى درنگ كرد و گفت: اين، همان شخص مىباشد[١].
همچنين آمده است كه:
عمر قاصدى را فرستاد و كعب را خواست و به او گفت: اى كعب، وصفِ مرا چگونه يافتى؟
كعب گفت: پارهاى از آهن.
عمر پرسيد: سپس چه؟
كعب گفت: پس از تو خليفهاى آيد كه گروه ظالم او را مىكشند!
عمر پرسيد: پس از آن چه مىشود؟
كعب گفت: سپس بلا (گرفتارى و محنت) است[٢].
عمر در خطيرترين امور (يعنى خلافت) با كعب مشورت مىكرد، از خلافتِ على عليه السلام پرسيد و گفت:
درباره على چه مىگويى؟ نظرت را برايم بگوى!
كعب گفت: او اجتهاد به رأى را نمىپسندد و به آن عمل نمىكند؛ مردى است كه دينى متين دارد، از بىناموسى چشم نمىپوشد و از لغزش نمىگذرد[٣].
كعب پيش عمر آمد تا او را از مرگش- براساس آموزههاى تورات- باخبر سازد، به او گفت:
اى امير مؤمنان، وصيت كن كه تو در سه روز آينده خواهى مُرد!
عمر پرسيد: از كجا مىدانى؟
كعب پاسخ داد: در كتاب خدا «تورات» اين گونه يافتم[٤].
[١] . نگاه كنيد به: معجم البلدان ٤: ٣٨٦.
[٢] . المعجم الكبير ١: ٨٤؛ هيثمى در« مجمع الزوائد ٩: ٦٥» اين روايت را مىآورد و مىگويد:« طبرانى آن را روايت كرده و رجال آن ثقهاند».
[٣] . شرح نهج البلاغه( ابن ابى الحديد) ١٢: ٨١.
[٤] . تاريخ طبرى ٣: ٢٦٤.