منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٣٨ - صحابه و اخذ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله
* حاكم در المستدرك از ابن عبّاس، و بيهقى در السُّنَن، و قُرطبى در تفسيرش، از بجاله، اين گونه حديث مىآورند:
عمر به غلامى گذشت كه آيه شش سوره احزاب را چنين مىخواند: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ ... وهو أبٌ لهم؛ پيامبر از جانِ مؤمنان به آنها سزاوارتر است وزنانش (به منزله) مادران آنهايند، و خود پيامبر (به منزله) پدرِ آنهاست.
عمر گفت: اى غلام، آن را بزداى!
غلام گفت: اين مُصْحَف ابَى مىباشد!
عمر پيش ابَى رفت و از او پرسيد.
ابَى به او گفت: مرا قرآن به خود مشغول داشت و تو را تجارت! و بر عمر تندى كرد[١].
* در
الدرّ المنثور
آمده است كه ابَى بن كعب آيه ٣٢ سوره اسراء را اين گونه خواند:
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً و مقتا وَ ساءَ سَبِيلًا[٢] إلا من تاب الله فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً[٣])؛ به زنا دست ميازيد كه كار زشتى و مايه نفرت است و راهى نادرست و بد مگر آن كه توبه كند؛ زيرا كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اين قرائت به عُمَر رسيد، او را حاضر ساخت و از او در اين باره پرسيد. گفت: من از دهان رسول خدا آن را شنيدم در حالى كه تو كارى جز داد و ستد در بقيع نداشتى[٤]!
[١] . المستدرك على الصحيحين ٢: ٤٥٠، حديث ٢٥٥٦( در اين مأخذ، حديث به اختصار آمده است و عبارت چنين مىباشد: وهو أب لهم وأزواجه أُمّهاتهم)؛ سنن بيهقى ٧: ٦٩، حديث ١٣١٩٧؛ تفسير قرطبى ١٤: ١٢٦( متن حديث از اين كتاب است).
[٢] . اسراء/ ٣٢.
[٣] . نساء/ ١٢٩.
[٤] . الدرّ المنثور ٥: ٢٨٠؛ كنز العمّال ٢: ٥٦٨، حديث ٤٧٤٤؛ فتح القدير ٣: ٢٢٥.