منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٤٠ - صحابه و اخذ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله
عمر گفت: نه، براى مردم بخوان[١].
در عبارت ديگر آمده است كه به ابَى گفت:
به خدا سوگند، مىدانى كه من نزد پيامبر حاضر بودم و شما غيبت داشتيد! مرا صدا مىزد و شما را باز مىداشت! با من به نيكى رفتار مىكرد.
والله، اگر دوست مىدارى، خانهنشين مىشوم و با احَدى سخن نگويم[٢].
بسا اين مطلب به ذهن آيد كه ابَى بن كعب به تحريف قرآن قائل بود؛ زيرا قرائت وى بر خلاف قرائت امروزينِ ماست، و عمر خواست قرائت او را اصلاح كند! ليكن حقيقت امر اين چنين نيست؛ زيرا در صحيح بخارى در باب مناقب ابَى بن كعب آمده است كه: پيامبر صلى الله عليه و آله قرآن را بر او قرائت كرد.
از انَس بن مالك روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله به ابَى گفت:
خدا مرا امر كرد كه بر تو قرائت كنم لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا ...[٣])؛ آنان كه كفر ورزيدند ...
ابَى پرسيد: خدا مرا به اسم ناميد؟
فرمود: آرى.
ابَى به گريه افتاد[٤].
توضيحِ امثال اين نمونهها ما را از بحث خارج مىسازد. مورد استشهاد اين بود كه علم عُمَر آن گونه كه بعضى آن را به تصوير كشيدهاند نمىباشد؛ زيرا بيشتر اوقات او در بازار و بقيع
[١] . المستدرك على الصحيحين ٢: ٢٤٥، حديث ٢٨٩١؛ الدرّ المنثور ٧: ٥٣٥؛ كنز العمّال ٢: ٥٦٨، حديث ٤٧٤٥.
[٢] . كنز العمّال ٢: ٥٩٥، حديث ٤٨١٦( به نقل از ابى داود).
[٣] . بيّنه/ ١.
[٤] . صحيح بخارى ٣: ١٣٨٥، حديث ٣٥٩٨( و جلد ٤، ص ١٨٩٦، حديث ٤٦٧٦)؛ صحيح مسلم ١: ٥٥٠، حديث ٧٩٩؛ سنن ترمذى ٥: ٦٦٥، حديث ٣٧٩٢؛ مسند احمد ٣: ١٣٠( و جلد ٥، ص ١٢٢).