منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٩٠ - ١ خلفا و تدوين حديث
تو مال از دستِ كسى گرفتى كه حق عطا و بخشش نداشت و حق را به حقدار باز نگرداند! آن گاه كه تو را به خود نزديك ساخت باطلى را رد نكردى و دوستدار كسى شدى كه با خدا دشمنى ميورزد!
آنها تو را براى اين خواستند كه با محوريتِ تو سنگ آسياى ستمگرىهايشان را بچرخانند و تو را پل عبور از بلاها سازند و نردبانى براى گمراهى و بلندگويى براى ستمكارىشان و پيروى براى راهى كه در پيش گرفتهاند!
به وسيله تو مردم را نسبت به علما به شك مىاندازند و دلهاى نابخردان را سوى خود مىكشند!
عملكرد زبدهترين وزيران و قوىترين ياران آنها به پاى كارى كه تو در اصلاح نمايى فساد آنها و رفت و آمد خاص و عام به دربارشان مىكنى، نمىرسد.
چقدر آنچه را به تو مىدهند در برابر آنچه از تو مىگيرند، اندك است! كمترين بهرهها را برايت داشتند و بيشترين ويرانىها را نصيبت ساختند!
به فكر خود باش كه كسى جز خودت غمخوار تو نيست! خود را حسابرسى كن، بنگر شكر تو نسبت به كسى كه تو را در خُرد و كلانِ نعمتهايش غرق ساخت، چگونه است؟!
چقدر بيم دارم از اينكه چنان باشى كه خدا در كتابش فرمود: «پس از آنان كسانى ناشايست روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند ...»[١] ...[٢].
معاويه چهار هزار درهم به سَمُرَة بن جندب داد تا روايتى بسازد كه مفاد آن اين باشد كه آيه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ ...[٣]) (و كسانى از انسانها
[١] . مريم/ ٥٩.
[٢] . تحف العقول: ٢٧٧.
[٣] . بقره/ ٢٠٧.