منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٣١ - ابن مسعود و روايات منع
مكانى دور در كوفه- باشد، آنجا مىروم، اگرچه پياده»[١].
اين جديّت و اصرار ابن مسعود بر محو اين كتابها، نكتهاى دارد و آن، آميختگى و بر گرفته شدن اين احاديث از احاديث اهل كتاب است.
گويا ابن مسعود دريافته بود كه اينها ساخته صاحبان دَيْرها و قصهها و افسانههاى اهل كتاب است كه بدين وسيله مسلمانان ضعيف و ناآگاه و همفكرانشان را تغذيه مىكنند.
افزون بر اين، نفس آدمى به نقلِ اسطورهها و شنيدن چيزهاى عجيب و غريب، گرايش دارد، و بسا اين قصهها به عمد از سوى نصارا آموزش و نشر داده مىشد. به همين جهت، ابن مسعود گاه به صرف مشاهده آنها، و يا حتى بدوننگاه جستجوگرانه، به نابودى اين صحيفهها اقدام مىكرد؛ زيرا محتواى آنها را مىدانست.
موضع ابن مسعود در برابر اين كتابها، موضعى استوار است كه به سبب معاصر بودنش با تهاجمى كه عمر آن را بر ضدّ حديث گويى و حديث نگارى رهبرى مىكرد، منفى به نظر مىآيد، ليكن خردمندان آگاه مىدانند كه اين دو مَنع با هم فرق دارند[٢].
پس از رسيدن به اين نتيجه (كه از نگرشى همه جانبه به رواياتِ منعِ منسوب به ابن مسعود به دست آمد) مىتوانيم بگوييم: روايتِ «دارِمى» كه در آن بيان شده محتواى آن جزوه ها «سبحان الله والحمد للّه ولا إله إلّا الله والله أكبر» بود، بسنده نيست؛ زيرا تنها اين جمله محتواى كتاب نبود، بلكه چيزهاى ديگر نيز در آن وجود داشت به قرينه
[١] . سنن دارمى ١: ١٣٠، حديث ٤٧٩؛ المصنّف( ابن ابى شيبه) ٥: ٣١٥، حديث ٢٦٤٤٧.
[٢] . عُمَر با منع تدوين، اهدافِ سياسى و انگيزههاى ويژه خود را دنبال مىكرد، و غرض ابن مسعود از اين كار اين بود كه قرآن و سنّت پيامبر از سخنانِ باطل مصون ماند و با افسانهها و خرافهها نياميزد( م).