منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٤١ - امام كاظم عليه السلام
محمّد بن حكيم مىگويد: به امام كاظم عليه السلام گفتم: فدايت شوم، دانشِ دين را دريافتيم، خدا به وسيله شما ما را از مردم [و مراجعه به اهل سنّت] بىنياز ساخت. گروهى از ما كه در مجلسى هست، كسى چيزى را نمىپرسد مگر اينكه پاسخ خود را دريافت مىكند و اين به راستى لطفى است كه خدا وجودتان را بر ما ارزانى داشته است [با وجود اين] گاه مسئلهاى برايمان پيش مىآيد كه در آن باره از شما و اجدادتان چيزى نرسيده است، ما بهترين حكمى را كه به نظرمان مىآيد و بيشترين سازگارى را با احاديث شما دارد، برمىگيريم [آيا اين كار جايز است؟]
امام عليه السلام فرمود: مبادا اين كار را بكنيد! اى فرزندِ حَكيم، به خدا سوگند، آنان كه هلاك شدند، با همين شيوه، هلاك گرديدند ...[١]
در روايت ديگر مىخوانيم:
ابو يوسف از امام كاظم عليه السلام پرسيد: آيا شخص مُحرِم مىتواند زير سايه برود؟
امام عليه السلام فرمود: نه.
گفت: از سايه ديوار يا محمل مىتواند بگذرد و به خانه يا چادر درآيد؟
امام عليه السلام فرمود: آرى.
راوى مىگويد: وقتى امام اين سخن را فرمود، ابو يوسف، خنده ريشخندانهاى كرد.
امام عليه السلام فرمود: اى ابا يوسف، با قياس تو و يارانت نمىتوان دين را به دست آورد. خداى بزرگ در قرآن به طلاق فرمان داد و بر حضور دو شاهد عادل در آن تأكيد كرد، و امر ازدواج را بدون شاهد نافذ دانست؛ شما آنجا كه خدا دو شاهد را شرط كرده، باطل ساختيد و آنجا كه شاهد نمىخواهد، شاهد مىآوريد، و طلاق شخص ديوانه و مست را جايز مىشماريد.
[١] . المحاسن ١: ٢١٢، حديث ٨٩؛ اصول كافى ١: ٥٦، حديث ٩؛ وسائل الشيعه ٢٧: ٨٦، حديث ٣٣٢٨٠.