منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٤٢ - امام كاظم عليه السلام
رسول خدا حج گزارد و احرام بست و سايبان برنگرفت [ليكن] به خانه و خيمه داخل مىشد و به سايه محمل و ديوار درمىآمد! ما همان عمل رسول خدا را به جا مىآوريم.
در اين هنگام ابو يوسف خاموش ماند[١].
كتاب حضرت على عليه السلام نزد امام كاظم عليه السلام محفوظ بود. امام به آن كتاب عمل مىكرد و آن را به اصحابش و ديگران- به ويژه در مسائل اختلافى- نشان مىداد.
حَمّاد بن عثمان مىگويد: از امام كاظم عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه از دنيا رفته است و مادر و برادرش برجاى ماندهاند.
فرمود: اى شيخ، مىخواهى حكم را از كتاب [على] بدانى؟
گفتم: آرى.
فرمود: على عليه السلام مال را به خويشاوند نزديك و نزديكتر مىداد.
گفتم: پس برادر چيزى را ارث نمىبرد؟
فرمود: به تو گفتم كه على عليه السلام مال را به نزديك و نزديكتر مىداد[٢].
پاسخ امام عليه السلام بيانِ قاعده كلى است، بىآنكه تفصيل ماجرا را بازگويد؛ زيرا شنونده مقصود را دريافت. امام حكم را به صراحت نگفت، چراكه حاكمان و پيروان آنها در كمين بودند كه آن حضرت از آبا و اجدادش، از پيامبر صلى الله عليه و آله چه نقل مىكند.
در اين حديث ملاحظه مىشود كه امام عليه السلام جواب خود را به عرضه كتاب بر سائل، ارجاع مىدهد و استحكام مىبخشد تا اطمينان سؤال كننده فزونى يابد. امام عليه السلام مانند ديگران از پيشِ خود پاسخ نمىگويد.
اگر تاريخ «كتاب حضرت علي عليه السلام» را نزد ائمّه عليهم السلام وارسى كنيم، درمىيابيم كه اندك اندك اين كتاب در فقه امام باقر و امام صادق عليه السلام به شكل قابل ملاحظهاى، بارز
[١] . فروع كافى ٤: ٣٥٣، حديث ١٥.
[٢] . فروع كافى ٧: ٩١، حديث ٢؛ تهذيب الأحكام ٩: ٢٧٠، حديث ٩٨١.