منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٦٩ - موضع گيرى ابوبكر و عمر در برابر اين دو شيوه
شنواى فرمان وى نبودند[١] و بعضى تهمت دروغ به ناموس پيامبر زدند[٢]، و برخى- در شب عَقَبه- همدست شدند تا آن حضرت را ترور كنند[٣].
و در اين ميان، مؤمنانى بودند كه به شكلى گسترده پيروى اش مى كردند؛ فرمانْبردار آن حضرت بودند و اگر از چيزى نهى مىكرد باز مىايستادند و بر خلافِ حكم پيامبر قدمى برنمىداشتند.
حَنْظَله (غسيل الملائكه) از حضور در ميدان جنگ تخلّف نكرد مگر اينكه از پيامبر اجازه گرفت شب زفاف را نزد همسرش بماند[٤]، در حالى كه شمار زيادى از صحابه، بىاجازه، از جهاد رو برتافتند.
آيا همين عملكرد حنظله نمى رساند كه وى از پيروان تعبُّد محض بود؛ و ديگران از پيروانِ خودرأيى ومصلحت سنجى؟
به نظر مىرسد پيامبر صلى الله عليه و آله با پيگيرى پاره اى از كارهاى جداگانه مى خواست افراد انگشت نمايى از امّتش را بيازمايد. داستان ذى الثديّة آن مرد زاهدنما[٥]، درخواستِ تدوين نامهاى هنگام مرگ، فرمانده نمودن اسامه بن زيد (جوان ١٨ ساله) بر مردانى چون ابوبكر وعمر و ابو عُبَيْدَه، همه نقاطِى سزاوار درنگ اند.
ما بدين جهت بر عملكرد ديگران، عنوانِ «خودرأيى و مصلحت سنجى» را اطلاق مىكنيم، كه آنان در توجيه مخالفتهايشان چنين تعابيرى كلمات را به كار مىبردند؛
[١] . حجرات: ١- ٦( و نيز بنگريد به، صحيح بخارى ٤: ١٥٨٧، حديث ٤١٠٩، و جلد ٦، ص ٢٦٦٢، حديث ٦٨٧٢).
[٢] . نور/ ١١.
[٣] . توبه/ ٧٤( و بنگريد به، شرح النووى على مسلم ١٧: ١٢؛ المعجم الأوسط ٤: ١٤٦، حديث ٣٨٣١؛ الأحاديث المختارة ٨: ٢٢١، حديث ٢٦٠).
[٤] . صحيح ابن حبّان ٤: ١٥، حديث ٧٠٢٥؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٢٢٥، حديث ٤٩١٧؛ السنن الكبرى( بيهقى) ٤: ١٥؛ تاريخ طبرى ٢: ٦٩؛ سيره حلبيّه ٢: ٥٢٥؛ تحفة المحتاج ١: ٦٠٢؛ التحفة اللطيفة ١: ٣١٠، ترجمه رقم ١٠٨٠( حنظلة بن أبى عمر).
[٥] . ذى ثديّه، لقب مردى است كه ماهيچههاى بازوانش چون سينه زنان بزرگ و آويخته بود( م).