منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٩٦ - ٢ اهل بيت عليهم السلام وتدوين
يا هذا، لو صِرْتَ إلي مَنازِلنا، لَارَيْناكَ آثارَ جبرئيل في رِحالنا؛ أَفَيكونُ أحدٌ أَعْلَمَ بالسُنَّة مِنّا[١]؟!
اى مرد، اگر به منازل ما آمد و شد داشتى، رد پاى جبرئيل را در آنجا به تو نشان مىداديم! آيا كسى هست كه به سنّت پيامبر از ما داناتر باشد؟!
و نيز مىفرمايد:
إنّ دينَ الله لا يُصابُ بالعُقُول النّاقِصَة والآراءِ الباطلة والمَقاييسِ الفاسِدَة، لا يُصابُ إلّا بالتَّسليم؛ فَمَن سَلَّمَ لنا سَلِمَ، وَمَنِ اقْتَدي بنا هُدِي؛ ومَن كان يَعْمَلُ بالقياس وَالرَّأي هَلَكَ[٢]؛
با عقلهاى ناقص و آراى باطل و قياسهاى فاسد، دينِ خدا به دست نمىآيد، به دين خدا جز با تسليم نمىتوان رسيد؛ هركس تسليم ما شود سالم مىماند، هركه به ما اقتدا كند هدايت مىشود؛ و هركس شيوه قياس و رأى را در پيش گيرد، به هلاكت مىافتد.
آرى، امّت اسلام به تحريف گرفتار شد.
ابن زهره مىنويسد:
بىگمان در اختفاى بسيارى از آثارِ «على» در قضاوت و فتوا، حكومت اموى دست داشت وگرنه معقول نيست كه «على» را بالاى منبرها لعن كنند و علما را واگذارند كه علم او را حديث كنند و فتاوا و اقوالش را بازگويند؛ به ويژه در آنچه به اصل حكومت اسلامى ارتباط مىيابد[٣].
تفصيل سخن در اين باره، فرصت ديگرى را مىطلبد. از آنچه ابن اثير نقل مىكند مىتوان دريافت كه اصحاب تدوين در دوره حجّاج چه روزگارى داشتند، وى مىگويد:
[١] . نزهة الناظر( حلوانى): ٩٤.
[٢] . كمال الدين: ٣٢٤، باب ٣١، حديث ٩.
[٣] . تاريخ المذاهب الإسلاميّه: ٢٨٥- ٢٨٦.