منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٠١ - زكاتِ اسب
چون على اين حركت عثمان را ديد، به حج و عمره- با هم- ندا داد[١].
در مثالهاى پيشين، گستره آنچه شيخين- و به ويژه عُمَر- بنيان نهادند، هويداست. نكته شايان توجّه اين است كه عثمان و معاويه و عمرو عاص، افزون بر عمل به سيره عُمَر، بر آن تأكيد داشتند و اين، به يك جريان براى سيره ابوبكر و عمر اشاره دارد و آن گاه كه مخالفتِ خط مشى خلفا (و رأىگرايان در عهد پيامبر) را با فقه امام على عليه السلام و پيروان نص محور او (مانند ابن عبّاس) مىنگريم، اين امر بيشتر خود را مىنماياند.
معاويه به لَعن على و ابن عبّاس فرا خواند[٢]، و منصور عبّاسى به مالك گفت: «قول ابن عمر را برگير، هرچند بر خلافِ على و ابن عبّاس باشد»[٣]، و حجّاج بر گردن سهل بن سعد ساعدى (و ديگر دارندگان متون حديثى) مُهر نهاد[٤].
اينها- همه- بر استمرار سيره عُمَر دلالت مىكند و تأكيدى است بر اينكه هركه بعد از او آمد، پاىبند به سيرهاى بود كه از سوى ابوبكر و عُمَر پىريزى شد.
اكنون شواهد ديگرى را در اين زمينه مىآوريم:
ترك قرائت
در بدائع الصنائع آمده است:
[١] . صحيح بخارى ٥٦٩ ٢، حديث ١٤٩٤؛ صحيح مسلم ٢: ٨٩٧، حدي- ث ١٢٢٣؛ زاد المعاد ٢: ١١٣.
[٢] . نگاه كنيد به: كتاب السنّة( عمرو بن عاصم) ٢: ٦٠٢، حديث ١٣٥٠؛ تاريخ يعقوبى ٢: ٢٢٣؛ شرح نهج البلاغه ٤: ٥٦؛ جواهر المطالب ٢: ٢٢٧.
[٣] . الطبقات الكبرى ٤: ١٤٧.
[٤] . در تاريخ آمده است كه حجّاج- هنگامى كه به مدينه درآمد- اصحابِ رسول خدا را كوچك شمرد؛ در دستِ جابر بن عبدالله و گردن انس بن مالك و سهل بن سعد با سُرب( براى تحقيرشان) مُهر زد.
نگاه كنيد به: تاريخ طبرى ٣: ٥٤٣( حوادث سنه ٧٤)؛ الاستيعاب ٢: ٦٦٤، ترجمه ١٠٨٩؛ اسُد الغابه ٢: ٣٦٦؛ تهذيب الكمال ١٢: ١٨٩.