منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٦٨ - نگرش اهل بيت عليهم السلام
از خدا بترس و قياس مكن! فرداى قيامت ما و مخالفانمان پيش خدا مىايستيم، ما مىگوئيم: رسول خدا فرمود كه، خداى متعال فرمود ...
تو و اصحابت مىگوييد: [سخن خدا و پيامبر را] شنيديم و [با وجود اين] به رأى خويش نظر داديم!
در آن هنگام، خدا درباره ما و شما، آن كُنَد كه خواهد.
* ابو نُعَيم در حلية الأولياء به سندش از ابن شُبْرُمَه آورده كه گفت: به همراه ابو حنيفه بر جعفر بن محمّد درآمديم، آن حضرت به ابن ابى ليلى فرمود: اين شخص كه با توست، كيست؟
ابن ابى ليلى گفت: مردى است كه در امر دين بينشى قوى وتيزبين دارد!
امام صادق عليه السلام فرمود: گويا [مقصودت اين است كه] امر دين را به رأى خود قياس مىكند!
گفت: آرى.
امام عليه السلام فرمود: اى نعمان، آيا تاكنون سَرَت را قياس كردهاى؟
گفت: چگونه سَرَم را قياس كنم؟!
امام عليه السلام فرمود: تو را شخصى نمىبينم كه از عهده چيزى برآيى! آيا كلمهاى را كه اولش كفر و آخرش ايمان است، مىدانى؟
ابو حنيفه گفت: چنين كلمهاى را برايم باز گوى!
امام عليه السلام فرمود: وقتى بنده مىگويد: «لا إله» (خدايى نيست) كافر مىشود، و چون «إلّا الله» (مگر الله) گويد، ايمان است.
آن گاه امام عليه السلام رو به ابو حنيفه كرد و فرمود: اى نعمان، براى من پدرم از جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرد كه فرمود: ... نخستين كسى كه در امر دين قياس كرد، ابليس بود. خداى متعال به او فرمود كه به آدم سجده كن! او گفت: «من از آدم بهترم، مرا از آتش