منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٠٢ - زكاتِ اسب
عُمَر، در نماز مغرب، در يكى از دو ركعت اول، قرائت را ترك كرد و در ركعت سوم آن را قضا كرد و به جَهْر خواند؛ و عثمان در دو ركعت اولِ نماز عشا قرائت را ترك كرد و در دو ركعتِ پايانى آن، قضايش را به جا آورد و با صداى بلند خواند[١].
زوجه شخصِ مفقود
ابن شهاب، از سعيد بن مُسَيَّب، از عمر، درباره زنى كه شوهرش ناپيداست روايت مىكند كه گفت:
اگر شوهرش زمانى بيايد كه زن ازدواج كرده باشد، مُخيَّر است ميان آن زن و مَهرِ او؛ اگر مَهر را برگزيد، شوهر ديگر بايد آن را بپردازد؛ و اگر زنش را خواست، وى بايد عدّه نگه دارد تا حلال شود، سپس به خانه شوهر اول بازگردد؛ و مهر زن را بايد آن شوهر ديگر- بدان جهت كه با او زناشويى كرده- بپردازد.
ابن شهاب مىگويد: عثمان بعد از عمر، به همين قضاوت كرد[٢].
برگشتِ سهمِ ارث مادر از ثُلث به سُدس
طبرى- در تفسيرش- از طريق شُعبه، از ابن عبّاس آورده است كه:
وى بر عثمان درآمد و گفت: چرا دو برادر، سهم يك سوم مادر را از ارث به يك ششم برمىگرداند، خداى متعال مىفرمايد: فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ[٣]) «اخَوان» (دو برادر) در زبانِ عرب، به معناى «اخْوه» (برادران) نمىباشد؟
عثمان گفت: نمىتوانم امر شخصِ پيش از خود را نقض كنم؛ مردم بدين گونه ارث بُردند و در شهرها پراكنده شدهاند[٤].
و در روايت حاكم و بيهقى، عبارت چنين است:
[١] . بدائع الصنائع ١: ١١١ و ١٧٢؛ المبسوط( سرخسى) ١: ١٨ و ٢٢١.
[٢] . السنن الكبرى ٧: ٤٤٦، حديث ١٥٣٤٨.
[٣] . نساء/ ١١.
[٤] . تفسير طبرى ٤: ٢٧٨.