منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٥٥ - موضع گيرى ابوبكر و عمر در برابر اين دو شيوه
اين روايت، روشن مىسازد كه عمر از پيروان مسلك تعبُّد محض نبود وگرنه سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را امتثال مىكرد و نيازمند سخن ابوبكر يا ديگر صحابه نمىشد؛ زيرا تصريح مىكند كه «والله، از زمانى كه مسلمان شدم، شك نكردم مگر امروز»[١].
* موضعگيرىهاى ديگرى نيز از عمر بروز يافت كه از آنها برمىآيد عمر مىخواست نظراتِ خاص خودش را تثبيت كند و صحابه را (على رغم آگاهىاش به ديدگاههاى پيامبر) به آنها وادارد.
- عمر گريه بر مرده را برنمىتافت و امّ فَرْوَه (دختر ابوبكر) را براى گريه بر پدرش[٢]، و بعضى از گريهكنندگان بر رقيّه (دختر پيامبر)[٣] و ابراهيم (پسر پيامبر) را در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله كتك زد.
وى به اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله اهميت نداد كه فرمود:
«إنّ القَلْبَ لَيَحْزَنُ والعَينَ لَتَدْمَعُ»[٤]
(قلب محزون مىشود و چشم اشك مىريزد) اشاره به اينكه جايز نيست انسان فرد آسيب ديده و مصيبت زده را بزند، بلكه مىبايست نسبت به آنها دلسوز و مهربان باشد.
از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده كه اشكهاى فاطمه را- آن گاه كه براى فراق خواهرش رقيّه گريست- پاك كرد، و از زنان انصار خواست كه بر حمزه بگريند و خود گريست و فرمود: «حمزه گريه كننده ندارد»[٥].
[١] . مصنّف عبدالرزاق ٥: ٣٣٩؛ صحيح ابن حبّان ١١: ٢٢٧؛ المعجم الكبير ٢٠: ١٤؛ تفسير طبرى ٢٦: ١٢٩؛ الدرّ المنثور ٦: ٧٧؛ تاريخ دمشق ٥٧: ٢٢٩؛ سبل الهدى والرشاد ٥: ٥٣.
[٢] . منحة المعبود ١: ١٥٨؛ اخبار اصفهان ١: ٩١؛ الطبقات ٣: ٢٠٩ و ٣٤٦ و ٣٦٢؛ تأويل مختلف الحديث: ٢٤٥.
[٣] . مسند احمد ١: ٢٣٧، حديث ٢١٢٧( وص ٣٣٥، حديث ٣١٠٣)؛ طبقات ابن سعد ٣: ٣٩٨؛ مسند طيالسى ١: ٣٥١، حديث ٢٦٩٤.
[٤] . صحيح بخارى ١: ٤٣٩، حديث ١٢٤١؛ طبقات ابن سعد ١: ١٣٩؛ الإصابة ١: ١٧٥.
[٥] . المستدرك على الصحيحين ١: ٥٣٧( و جلد ٣، ص ٢١٥، حديث ٤٨٨٣)؛ السنن الكبرى( بيهقى) ٤: ٧٠، حديث ٦٩٤٦؛ المصنّف( ابن ابى شيبه) ٣: ٦٣، حديث ١٢١٢٧.