منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٧٥ - نمونههايى از گستره دو مكتب
جديدش مىخواست صحابه را وادارد كه به رأى او تن دهند و آنان راضى به اين كار نمىشدند؛ چراكه [پيش از آن در زمان پيامبر و به همراه آن حضرت] بر ميّت پنج تكبير مىگفتند، و ميان طلوع فجر و طلوع خورشيد و هنگام غروب، نماز مىگزاردند و در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله مُتعه مىكردند و ...
چون عُمَر ديد الزام نظراتش بر آنان سخت است، به تميم دارى گفت: مقصودم شما نيستيد!
آرى، از اصول سياست جديد عُمَر اين بود كه فتوايش را به اجرا درآورد؛ و از اين روست كه عمّار به او مىگويد: «اگر بخواهى اين حديث را باز نمىگويم» و از اينجاست دل آزردگى ابَى بن كعب و اين سخن او كه: «والله، اگر دوست دارى خانهنشين مىشوم، و براى احَدى چيزى را حديث نمىكنم».
همه اين احاديث، از وجود فشار و تهديد خبر مىدهد. پيش از اين، سخن عُمَر به عمّار گذشت كه گفت: «آنچه را بر عهده دارى، به تو مىسپاريم» و ابو موسى اشعرى را به زدن تهديد كرد و تميم دارى و ابو هريره را زد- و ديگر فشارها و تهديدها و ترساندنها- كه همه بيانگر آن است كه در آن عصر، ميان اين دو مكتب[١] در انديشه و روش، برخورد وجود داشت.
پس از آگاهى از اين واقعيّتها، هيچ كس نمىتواند نهى عُمَر را از تدوين سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله انكار كند؛ زيرا كوششهاى آنان را (براى تضعيف اخبار نهى از تدوين و زندانى ساختن صحابه) نصوص تاريخى و اخبارى كه از عُمَر در قضاياى علمى و عملى رسيده، بىثمر مىسازد؛ چراكه اين نصوص، اخبار نهى را تأييد و تقويت مىكند و آنچه را ابن حزم و ذهبى و ديگران گفتهاند (كه نهى از تدوين و حَبس مُدَوِّنان، با مكانتِ عمر و روح و روانِ او جور درنمىآيد) تضعيف مىسازد.
واقع اين است كه وارسى ديدگاههاى فقهى عمر ما را از اصل پژوهش مد نظرمان دور مىكند، ليكن اشاره به مبانى عُمَر- كه مبتنى بر رأى است- نظريه ما را در منع تدوين، يارى مىرساند.
[١] . مقصود مكتب تعبّد به كتاب و سنّت، و مكتب اجتهاد و رأى است( م).