منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٥٢ - نكته اى مهم
همانا كسانِ قبل از شما بدان جهت هلاك شدند كه بخشى از قرآن را به بخش ديگر زدند؛ كتابِ نازل شده الهى چنان است كه بخشى، بخش ديگرش را تصديق مىكند! بنابراين شما با بعضى از قرآن، بعضِ ديگر را تكذيب نكنيد؛ آنچه را مىدانيد بگوييد، و آنچه را نمىدانيد، به عالِم [و كسى كه آگاه به معنا و تفسير آن است] واگذاريد.
ج در خبر ديگر آمده است كه فرمود:
مَهْلًا يا قوم، بِهذا أُهلكت الأُمم قبلِكم باختلافهم علي أنبيائهم وضَرْبهم الكُتُبَ بَعْضَها ببعض!
إنّ القرآن لم يَنْزِل يُكذِّبُ بعضُه بعضاً، بل يُصَدِّق بعضُه بعضاً؛ فما عرفتم فاعملوا به، وما جَهِلْتُم منه فَرُدُّوه إلي عالمه[١]؛
اى قوم، شتاب مَورزيد! امّتهاى پيشين به دليل اختلافشان با انبياشان و (كنار) زدنِ بعضى از كتابها را به بعض ديگر، هلاك شدند و از ميان رفتند.
قرآن [چنان] نازل نشد كه بخشى از آن بخش ديگر را تكذيب كند، بلكه بعضى از آن بعض ديگر را تصديق مىكند. پس آنچه را دانستيد، عمل كنيد و از آنچه ناآگاهيد، به عالم [و كسى كه مىداند] بازگردانيد.
ج از ابَى بن كعب رسيده كه چون سؤال شد: راه برون رفت از غائله قتلِ عثمان چيست؟
ابَى پاسخ داد: كتاب خدا و سنّت پيامبرش؛ آنچه را برايتان روشن است عمل كنيد، و آنچه را بر شما مشكل است به عالمش واگذاريد[٢].
ج از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
ج
[١] . مسند احمد ٢: ١٨١، حديث ٦٧٠٢؛ و بنگريد به، جلد ٢: ٣٠٠، حديث ٧٩٧٦؛ و صحيح ابن حبّان ١: ٢٧٥؛ و نزديك به آن در المعجم الاوسط ٨: ٣٠٧، حديث ٨٧١٥؛ و اعتقاد اهل السنّة ١: ١١٧، حديث ١٨٣.
[٢] . خلق أفعال العباد( بخارى): ٦٣؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٣٤٣، حديث ٥٣٢١( متن از اين مأخذ است)؛ مفتاح الجنّه( سيوطى) ٧٠؛ حجيّة السنّة: ٣٥٨.