منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٠١ - ٢ اهل بيت عليهم السلام وتدوين
العابدين عليه السلام بر مستحبّات و نوافل و سُنَنى كه در آن بود آگاهى يافت (با اينكه بدن خودش پينه بسته بود و به كثرت عبادت و شب زندهدارى و روزه داشتن معروف بود) فرمود: چه كسى طاقتِ اين را دارد؟!
بارى، تدوين و پاسدارى از كتابها رسم و راه امامان اهل بيت عليهم السلام و پيروان آنها به شمار مىآمد و در مقابل، عادتِ هواداران مدرسه اجتهاد و رأى سوزاندن و نابودسازى و جلوگيرى از نقل و تدوين حديث بود. اين امر جاى شكى باقى نمىگذارد كه «آنچه حجّت است» نزد اهل بيت عليهم السلام و مكتب تعبّد، از استوارى و ضبط بالايى برخوردار است، برخلاف آنچه نزد مكتب اجتهاد و رأى مىباشد كه آميزهاى متأثّر از عوامل مختلف و آراى گوناگون است؛ از تشريع اجتهاد و رأى در برابر نص آغاز مىشود و به مرور به تثبيت قياس مىانجامد و دست به دامان اصولِ تازهاى مىگردد كه بعدها به عرصه مىآيد و آراء و خطمشى ها در اين راستا پايانى ندارد.
با مراجعه به سخنان امام باقر عليه السلام و فرزندش امام صادق عليه السلام به تمركز آنان بر صحيفه امام علي عليه السلام و اهتمام فراوان بر آن را درمىيابيم.
از عُذافِر صيرفى روايت شده كه گفت:
من با حَكَم بن عُتَيْبَه نزد امام باقر عليه السلام بوديم، وى نزد امام منزلتى داشت و از آن حضرت پرسشهايى مىكرد [و امام عليه السلام پاسخ مىداد] تا اينكه در مسئلهاى اختلاف كردند، امام باقر عليه السلام فرمود: فرزندم، برخيز و كتاب على را بياور!
امام صادق عليه السلام كتاب بزرگى را كه در صندوقچه اشياى نفيس نگهدارى مىشد، آورد. امام باقر عليه السلام آن را گشود و به جست و جو در آن پرداخت تا اينكه مسئله را درآورد، فرمود: اين خط على و املاى رسول خداست! به حَكَم رو كرد و فرمود: اى ابا محمّد، تو و سَلَمه و ابو مِقدام، هر چپ و راستى خواستيد برويد، به خدا سوگند، علم مطئمنى را نمىيابيد مگر نزد قومى كه جبرئيل بر آنان فرود مىآمد[١].
[١] . رجال نجاشى: ٣٦٠، ترجمه ٩٦٦.