منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٥٧ - تدوين كدام حديث در عصر ابن عبدالعزيز؟!
دَقَّ الله بينكما عِطْرَ مَنْشِم[١]؛
خدا ميانتان عطر مَنْشِم[٢] بپاشاند.
امام عليه السلام با اين جمله، به اختلاف آن دو خبر داد و با جمله دعائى اين سخن را گفت، زيرا با ديده تيزبين خويش مىديد كه خلافت به او بازخواهد گشت، و اين امر رخ داد.
امويان، نام عثمان را به فهرست خلفايى افزودند كه طاعت آنها و پيروى سيرهشان واجب است. در نقلهاى زيادى نامهاى خلفاى سهگانه آمده است: «ابوبكر، عمر و عثمان» و اسم حضرت على عليه السلام به عنوانِ خليفه چهارم، درج نشد مگر در اواخر عهد عبّاسى اول، كه اسم آن حضرت را در فهرست خلفا آوردند؛ چراكه در اوايل حكومت عبّاسيان چارهاى جز اين نيافتند[٣] و مىخواستند با هر آنچه رنگ و بوى اموى دارد معارضه كنند، و امام على عليه السلام از بنى هاشم بود، از اين رو دستاويز آنها شد.
صدور روايات «خلفاى راشدين پس از من چهار نفرند ...» از آثار اين بخش از تاريخ اسلام است. اختصاص خلفا به سه نفر (ابوبكر، عمر، عثمان) از بدعتهاى عصر اموى است. امّا روايات «به دو نفرى كه بعد از من مىآيند اقتدا كنيد ...» و امثال آن، پس از ماجراى شورا و در زمان تأكيد بر سيره شيخين، صادر شد.
[١] . شرح نهج البلاغه ١: ١٨٨( و جلد ٩، ص ٥٥).
[٢] . مَنْشِم، نام زنى عطر فروش در مكّه بود كه قبايل« خُزاعه» و« جُرْهُم» هرگاه مىخواستند بجنگند، از عطر او به خود مىزدند و با اين كار جنگ ميانشان شدّت مىيافت، و اين سخن ضرب المثل شد؛ گويند:« أشْأَمُ مِن عِطر مَنْشِم»؛ شومتر از عطر مَنْشِم( نگاه كنيد به: صحاح جوهرى ٥: ٢٠٤١( م).
[٣] . تا آنجا كه نگارنده به خاطر دارد، تربيع خلافت( اينكه خلفا چهار نفرند) در زمان احمد بن حنبل و متوكّل عبّاسى رخ داد.