منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣١ - عوامل جلوگيرى از تدوين سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله
موضوع نهى شيخين از تدوين حديث پيامبر صلى الله عليه و آله و دستور عُمَر به صحابه كه حديث از پيامبر را بكاهند (چنان كه در حديث قَرَظَة بن كَعْب انصارى هست)[١] شايان بحث و بررسى است؛ زيرا اين امر به دومين مصدر از منابع تشريع اسلامى ارتباط مىيابد. پژوهش حاضر گرچه بحث تخصّصى است و بيشتر محقّقان را به كار مىآيد، ليكن همزمان صورتى روشن از مهمترين رويداد را در تاريخ تشريع اسلامى، در اختيار خواننده قرار مىدهد.
واكاوى اين مسئله گره بسيارى از قضايا و امورى را كه در مسائل اختلافى ميان شيعه و سنّى مطرحاند، مىگشايد و ما را در فهمِ واقعِ اين اختلاف و ريشههاى آن يارى مىرساند.
مهمترين عواملى كه در اين راستا ذكر شدهاند[٢]، موارد ذيل است:
عامل اول: آنچه از ابوبكر نقل شده است.
عامل دوم: آنچه از عمر بن خطاب منقول است.
عامل سوم: نظرِ ابن قُتَيْبَه و ابن حَجَر.
عامل چهارم: آنچه را استاد ابو زهو و شيخ عبدالخالق عبدالغنى نقل كردهاند.
عامل پنجم: گرايش خطيب بغدادى و ابن عبدالبَرّ.
عامل ششم: گرايش بعضى از مستشرقان.
[١] . الطبقات الكبرى ٧: ٦؛ جامع بيان العلم وفضله ٢: ١٢٠؛ تذكرة الحفّاظ ٧: ١؛ كنز العمّال ٢: ٢٨٤، حديث ٤٠١٧؛ سنن دارمى ١: ٩٧، حديث ٢٧٩؛ و نيز بنگريد به، تاريخ طبرى ٢/ ٥٦٧.
[٢] . مقصود از اسباب- در اينجا- اقوال مطرحاند، نه اسباب حقيقى با دقّت علمى.