منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٣ - حديث ارِيْكَه
و نيز آنها مثل قرآناند از اين جهت كه همه وحى از نزد خدايند، خداى بزرگ مىفرمايد: وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[١])؛ پيامبر از سرِ هواى نفس سخن نمىگويد، نيست آنچه را كه مىگويد مگر وحيى كه به او مىشود[٢].
پيش از آنكه سخن درباره حديث اريكه را به پايان بريم، بجاست اين متن را بخوانيم:
چنانچه «أريكه» آن گونه كه اهل لغت مىگويند تختِ سامان يافته و تزيين شده در قُبّه يا خانه است[٣]؛ يا مطلق سرير مىباشد (چنان كه شافعى[٤] و حازمى[٥] تفسير كردهاند) سزاوارترين كسى كه تخت برايش آماده مىشود حاكم و خليفهاى است كه بر مردم حكومت مىكند و به امورشان فرمان مى راند.
و چنانچه فعل «يُوشك» را ملاحظه كنيم كه در كلام پيامبر آمده است و از الفاظى است كه براى نزديكى تحقّق عمل به كار مىرود (چون از افعالِ مقاربه مىباشد) و در اين باره ميانِ خلفا بگرديم، از خليفه اول نزديك عهدتر به زمان پيامبر نمىيابيم؛ او پس از پيامبر بر اريكه حكومت نشست، و بازيگر نقش اول همين حديث شد، درست همان گونه كه پيامبر به آن خبر داده بود.
ذَهَبى روايت مىكند كه: صدّيق- ابوبكر- بعد از وفات پيامبر مردم را گرد آورد و گفت: شما از پيامبر احاديثى را باز مىگوييد كه در آن اختلاف داريد، مردمان بعد از شما اختلافشان شديدتر خواهد شد، پس چيزى را از رسول خدا حديث مكنيد! هركه از شما چيزى پرسيد، بگوييد: ميان ما و شما كتاب خداست، حلالش را حلال بدانيد و حرامش را حرام[٦].
[١] . نجم/ ٣- ٤.
[٢] . نگاه كنيد به: الأحكام ٢: ١٥٩.
[٣] . مختار الصحاح ٦: ١، ماده« أرك».
[٤] . الرسالة( شافعى): ٩١؛ مناقب الشافعى( بيهقى) ١: ٣٣٠.
[٥] . الاعتبار: ٧.
[٦] . تذكرة الحفّاظ ٢: ١- ٣.