منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٠٢ - نقد و بررسى
* طَبَرانى از عامر بن عبدالله بن مسعود روايت مىكند كه وى بعضى از احاديثِ پيامبر صلى الله عليه و آله وپاره اى از فتاواى ابن مسعود را نوشت و پيش يحيى بن ابى كثير فرستاد[١].
* علاوه بر اين شواهد، درباره ابن مسعود گفتهاند: وى جزو شش نفر صحابه نخستينى است كه سوى اسلام شتافتند، و رسول خدا به او فرمود:
«إنّك لَغُلام مُعَلّم»[٢]
(تو جوانى و آموزگار) و فرمود:
«مَن أحبَّ أن يسمعَ القرآن غَضّاً فَلْيَسْمَعْه من ابن امّ عبد»[٣]
(هركه دوست دارد قرآن را تازه و شاداب بشنود، از ابن امّ عبد بشنود) و عمر بن خطّاب نيز، ابن مسعود را به كوفه فرستاد تا امور دين را به كوفيان بياموزاند.
از اين عبارات در مىيابيم كه ابن مسعود در فرهنگ اسلام چهره درخشانى دارد. او مردم را به قرائتى وا مىداشت كه از رسولِ خدا صلى الله عليه و آله شنيده بود تا اينكه از سوى خليفه عثمان پهلويش شكست[٤].
بنابراين، كسى كه چنين وضعيتى دارد بايد در نقلهايى كه درباره او مىشود، درنگ ورزيد و اين سخن را كه او به منع تحديث و تدوين گرايش داشت باور نداشت و با احتياط و دقّت، به وارسى اين گونه نسبتها پرداخت.
دوم: ذيل خبر علقمه را- كه خطيب آورده است- در
«غريب الحديث»
(اثر ابن سلّام) نمىيابيم؛ زيرا در آن نيامده است كه احاديث درباره خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بود[٥].
افزون بر اين، آنچه در اينجا نقل شده بر خلاف آن چيزى است كه درباره ابن مسعود بيان شده است. كه وى از دوازده نفرى مىباشد كه خلافتِ ابوبكر را برنتافتند، از سخنانِ اوست كه گفت:
[١] . المعجم الكبير( طبرانى) ١٠: ٥٦، حديث ٩٩٤٢.
[٢] . الاصابه ٤: ٢٣٤، ترجمه ٤٩٥٧؛ فتح البارى ١: ٢٥٢؛ الاستيعاب ٣: ٩٨٨، حديث ١٦٥٩؛ حلية الاولياء ١: ١٢٥؛ سير أعلام النبلاء ١: ٤٦٥؛ اسُد الغابه ٣: ٢٥٥؛ المنتظم ٥: ٣٠.
[٣] . الاستيعاب ٣: ٩٩٠، حديث ١٦٥٩.
[٤] . شرح نهج البلاغه( ابن ابى الحديد) ٣: ٤٣، به نقل از واقدى.
[٥] . غريب الحديث( ابن سلّام) ٤: ٤٨؛ حجيّة السنّة: ٣٩٦.