منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٧١ - تحليل و نتيجهگيرى
اى مردم، اين چه سخنى است كه از بعضتان درباره فرماندهى اسامه به من رسيده! اگر به اين كارم اعتراض مى كنيد [جاى شگفتى نيست، چرا كه] پيش از اين نيز اعطاى فرماندهى به پدرش را زير سؤال برديد.
پس روشن شد كه در عصر پيامبر دو رويكرد وجود داشت:
١. يك خط مشى، مصلحت سنجى را روا مى شمرد و در برابر سخنِ پيامبر صلى الله عليه و آله، به راى و نظر خود عمل مى كرد و تسليم فرمايشات آن حضرت نبود، وحتى بر فعلِ پيامبر اعتراض مىكرد وبا وجود راهكار صريح شرعى، باز در پى شناسايى مصلحت خويش بود كه در بسيارى از وقايع پيش گفته، ملاحظه كرديد.
٢. در اين ميان، مردانى بودند كه تسليم فرمايشات پيامبر بودند وبه خوابيدن در بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله تن مى دادند تا با ايثار جانِ خود، پيامبر صلى الله عليه و آله را از خطر برهانند. والبته معلوم گرديد كه عمر و ابوبكر از روندگان طريق خودرأيى و اجتهاد [در مقابل نص] بودند.
تحليل و نتيجهگيرى
عمر، سببِ نهى خود را از تدوين حديث (كه برخاسته از گرايش عدم تعبّد محض بود) دو چيز عنوان كرد:
الف) اثر پذيرى از يهود و نصارى؛
ب) بيم ترك قرآن و برگرفتن اقوالِ پيامبر.
ليكن ابن حَزْم بعيد مىداند كه نهى عمر به سنّت نبوى تعلُّق يابد و نهى او را بر اخبارى حمل مىكند كه از امّتهاى پيشين نقل مىشد، وى مىگويد: