منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٧٣ - دليلها و شاخصها
بيند كه به استوارترين دستاويزها چنگ زده و محكمترين وسيلتها را به كار برده[١].
ج در جاى ديگر مىفرمايد:
إنّ الكتاب لَمَعي ما فارَقْتُه مُذ صَحِبتُهُ، فَلَقَد كُنّا مَعَ رسول الله صلي الله عليه و آله وَإنّ القَتْلَ لَيَدُورُ عَلَي الآباء والأبناء والإخْوان وَالقَرابات، فما نَزْدادُ عَلَي كُلّ مصيبة وَشِدّة إلّا إيماناً، وَمُضيِّاً عَلَي الحَقِّ، وَتَسليماً للأَمْر، وصَبْراً عَلَي مَضَض الجِراح، وَلكنّا إنَّما أَصْبَحْنا نُقاتِلُ إخواننا في الإسلام عَلَي ما دَخَلَ فيه مِنَ الزَّيْغ وَالإِعوِجاج وَالشُّبْهَة وَالتَّأْويل؛
چه قرآن با من است، از آن هنگام كه يارِ آن گشتم، از آن جدا نبودم. همانا، با رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم، و به خونِ پدران، و فرزندان و برادران، و خويشاوندانمان دست مىآلوديم، و هر مصيبت و سختى بر ايمانمان مىافزود، و رفتنمان در راهِ حقّ بود، و گردن نهادن به فرمان، و شكيبائى بر درد جراحتهاى سوزان. ليكن امروز پيكار ما با برادران مسلمانى است كه دو دلى و كجبازى در اسلامشان راه يافته است، و شبهه و تأويل با اعتقاد در يقين دربافته است[٢].
ج و آن گاه كه امام عليه السلام از صفّين باز مىگشت، خطبهاى خواند كه در آن آمده است:
... وَالنَّاسُ في فِتَن انْجَذَمَ فيها حَبْلُ الدّين، وَتَزَعْزَعَتْ سَوارِي اليَقين، وَاخْتَلَفَ النَّجْرُ وَتَشَتَّتَ الأَمرُ، وَضاقَ المَخْرَجُ، وعَمِيَ المَصْدَرُ، فَالهُدي خاملٌ، والعَمَي شامِلٌ، عُصِيَ الرَّحمن، ونُصِرَ الشَّيْطانُ، وخُذِلَ الإيمانُ، فَانْهارَت دَعائِمُه، وَتَنَكَّرتْ مَعالِمُهُ، وَدَرَسَتْ سُبُلُهُ، وَعَفَتْ شُرُكُهُ؛
و اين هنگامى بود كه مردم به بلاها گرفتار بود، و رشته دين سست و نااستوار، و پايههاى ايمان ناپايدار، پندار با حقيقت به هم آميخته، همه كارها در هم ريخته، بُرونْشوِ كار دشوار، درآمد نگاهش ناپديدار، چراغ هدايت بىنور، ديده حقيقت
[١] . نهج البلاغه( شهيدى): ٧١، خطبه ٨٨.
[٢] . نهج البلاغه( شهيدى)، ص ١٢٠- ١٢٠، ضمن خطبه ١٢٢.