منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣١٨ - تأثير آرا بر فقه
ليكن زيد[١] و ابن عمر[٢]، از رأيشان برگشتند.
گفتهاند: عمر، كار نخستِ خويش را واگذارد. شايد سببِ آن حديثى بود كه از عايشه به وى رسيد.
«بخارى و مسلم و ديگران از عايشه روايت كردهاند كه گفت:
صفيّه پس از آنكه طوافِ افاضه را انجام داد، حيض شد. اين ماجرا را به پيامبر گفتم، فرمود: آيا او ما را از توجّه به كعبه [طواف وداع] باز داشت؟
گفتم: اى رسول خدا، صفيّه بعد از طوافِ زيارت حيض شد!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پس بايد (با شما) كوچ كند».
يا سببِ ترك عمر، حديث ديگرى باشد[٣].
امّا در نامه زيد به ابن عبّاس، آمده است:
آنچه را گفتى، همان گونه يافتم.
ابن عبّاس گفت: من سخن رسول خدا را درباره زنان مىدانم، ليكن دوست دارم آنچه را در كتاب خدا هست بگويم، سپس اين آيه را خواند: ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ[٤])؛ آن گاه بايد آلودگى را برطرف سازند و نذرشان را برآورند و خانه كعبه را طواف كنند.
از حيض پاك شد، به نذر وفا كرد وخانه را طواف نمود، چه باقى ماند[٥]؟
[١] . موسوعة زيد بن ثابت: ١٠٧.
[٢] . موسوعة عبدالله بن عمر: ٢٨٥.
[٣] . نگاه كنيد به: موسوعة عمر بن خطاب ٣٣٣( به نقل از المحلّى ٧: ١٧٠).
[٤] . حج/ ٢٩.
[٥] . سنن بيهقى ٥: ١٦٣، حديث ٩٥٤٣( چنان كه در الدراسات: ١٣٦، هست).