منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١١١ - نقد و بررسى
ابن مسعود از اين هماهنگى سخنش با قضاوت پيامبر صلى الله عليه و آله بسيار شادمان شد[١].
بر خلافِ آنچه از ابن شاذان نقل شده است[٢]، ابن مسعود كسى نبود كه حق و ناحق را با هم بياميزد و خلفاى [باطل] را دوست بدارد يا با آنان همسو شود.
كتابهاى صحاح و سُنَن از على عليه السلام نقل كردهاند كه درباره ابن مسعود فرمود:
«عَلِمَ الكتابَ والسنّة ثمّ انتهي، وكفي بذلك علماً»[٣]
(به كتاب و سنّت دانا بود و از آن فراتر نرفت، و همين آگاهى براى آدمى بس است) يا اين سخن حضرت كه:
قرأَ القرآنَ وأحَلَّ حلالَه وحَرَّمَ حرامَه، فقيهٌ في الدين، عالِمٌ بالسُنّة[٤]؛
ابن مسعود قرآن را قرائت مىكرد و حلالش را حلال و حرامش را حرام مىدانست، در دين فقيه (و آگاه) بود و سنّت مىدانست.
آرى، فضائل ابن مسعود در كتابهاى ديگران بيشتر است از آنچه نزد شيعه هست و همه آنها بزرگوارى و ارزشمندى و منزلتِ والاى او را مىنماياند.
آنچه را خطيب نقل مىكند و آنچه در استدلال بزرگان شيعه مورد توجّه قرار گرفته است، نمىتواند دليل قانع كننده بر نظريه آنان باشد؛ زيرا:
اولًا: جمله «أحاديث في أهل البيت، بيت النبي» (در آن صحيفه احاديثى درباره خاندان پيامبر بود) صراحت ندارد كه آن احاديث در فضائل اهل بيت بود، بلكه احتمال مىرود كه آن احاديث در مذمّت اهل بيت يا غُلُوّ نسبت به ايشان باشد؛ و اين احتمال با
[١] . مسند احمد ١: ٤٤٧، حديث ٤٢٧٦؛ السنن الكبرى( بيهقى) ٧: ٢٤٦، حديث ١٤١٩٥؛ سنن النسائى( المجتبى) ٦: ١٢١، حديث ٣٣٥٤؛ السنن الكبرى( نسائى) ٣: ٣١٦، حديث ٥٥١٥.
[٢] . نگاه كنيد به: معجم رجال الحديث ١١: ٣٤٤- ٣٤٥، ترجمه ٧١٧٢ عبدالله بن مسعود.
[٣] . المصنّف( ابن ابى شيبه) ٦: ٣٨٥، حديث ٣٢٢٣٨؛ حلية الأولياء ١: ١٢٩؛ الطبقات الكبرى ٢: ٣٤٦؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٣٦٠، حديث ٥٣٩٢.
[٤] . المستدرك على الصحيحين ٣: ٣٥٧، حديث ٥٣٨٠؛ سير اعلام النبلاء ١: ٤٩٢؛ مفتاح الجنّة( سيوطى) ١: ٧٠.