منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٩٨ - جمع ميان حج و عمره
بپرهيزيد از آوردنِ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله مگر حديثى كه در دوران عُمَر ذكر شده است[١].
جمع ميان حج و عمره
احمد در مسندش از عبدالله بن زبير آورده است كه گفت:
به خدا سوگند، ما در «جُحْفَه» با عثمان همراه بوديم، گروهى شامى (كه در ميانشان حبيب بن مسلمه فَهْرى بود) با او بودند.
عثمان درباره تمتّع به «عُمره» براى حج، چنين گفت:
وجه تمامتر [و بهتر] براى حج و عُمْرَه اين است كه هر دو با هم- در ماههاى حج نباشند؛ اگر اين عُمره را به تأخير اندازيد تا كعبه را دو بار زيارت كنيد افضل مىباشد، خداى متعال در خير، وسعت داده است.
على بن ابى طالب كه در بيابان براى شترش علف مىچيد، اين سخن عثمان به وى رسيد، پيش آمد و در برابر عثمان ايستاد و گفت: براى سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و گشايشى كه خداوند در جمع ميان حج و عمره براى بندگانش در كتاب خود مقرر فرموده، نقشه مى ريزى؟! مردم را در تنگنا مىافكنى و از سنّت باز مىدارى؛ سنّتى كه براى حاجتمند است و براى كسى كه خانهاش دور مىباشد؟!
آن گاه على عليه السلام به حج و عمره- با هم- ندا داد.
عثمان رو به مردم كرد و گفت: آيا من از آن نهى كردم؟! من از آن باز نداشتم، تنها به رأى خود اشاره كردم؛ هركه خواهد برگيرد، و هركه خواست وانهد[٢].
در مُوَطّأ مالك، به نقل از جعفر بن محمّد، از پدرش آمده است كه فرمود:
مقداد بن اسود بر على بن ابى طالب در «سُقيا» (آبادىاى در راه مكّه يا منزلى ميان مكّه و مدينه) وارد شد در حالى كه آن حضرت نوعى برگ علف را با آرد
[١] . صحيح مسلم ٢: ٧١٨، حديث ١٠٣٧؛ مسند احمد ٤: ٩٩؛ المعجم الكبير ١٩: ٣٧٠، حديث ٨٦٩.
[٢] . مسند احمد ١: ٩٢، حديث ٧٠٧؛ الاحكام( ابن حزم) ٦: ٢١٩.