منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٥١ - امام جواد عليه السلام
على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن فضّال و محمّد بن عيسى، هر دو به نقل از يونس گفتند:
كتابِ فرائض (ميراث) را به نقل از اميرالمؤمنين عليه السلام بر ابوالحسن رضا عليه السلام عرضه كرديم، فرمود: كتاب صحيحى است[١].
در زمان حضرت رضا عليه السلام و پس از آن، دوره جديدى آغاز شد كه همان عصر تصنيف و استوار سازى و توثيق مُدوَّناتى است كه ادعا يا فرض مىشد آنها مطالب كتاب حضرت على عليه السلام و احكام دين را كه اهل بيت عليهم السلام بيان داشتهاند نقل كردهاند. اصحاب ائمّه عليهم السلام آنها را گرد مىآوردند و بر امامان عليهم السلام عرضه مىكردند تا درستى آن منقولات احراز شود.
از عبدالله جُعْفى روايت شده كه گفت:
بر امام رضا عليه السلام درآمدم و صحيفه يا برگه كاغذى را به همراه داشتم كه در آن به نقل از جعفر بن محمّد نوشته شده بود: «دنيا براى صاحب اين امر چونان نيمه گردو نمايان است [و امام عليه السلام بر همه چيز آگاه مىباشد].
امام رضا عليه السلام فرمود: اى حمزه، والله اين سخن حق است، آن را بر پوستى منتقل كن [يعنى بر پوست بنويس تا ماندگار بماند][٢].
در اينجا ملاحظه مىشود كه مروى از امام صادق عليه السلام بر امام رضا عليه السلام عرضه مىگردد تا از صحّتِ آن اطمينان به دست آيد، يا امام عليه السلام آن را بر كتابى كه نزدش
محفوظ است عرضه كند (چنان كه در حديث اول ملاحظه شد) يا شيوه ديگرى فراتر از اينها باشد به اينكه امام عليه السلام مطابقتِ روايت را با آنچه از آباى خويش به ياد دارد بنگرد.
[١] . فروع كافى ٧: ٣٣٠، حديث ١( و ص ٣٢٧، حديث ٩)؛ وسائل الشيعه ٢٧: ٨٥.
[٢] . فروع كافى ٧: ٣٣٠، حديث ١؛ الاستبصار ٤: ٢٩٩، باب ١٧٩، حديث ٣.