منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٢٠ - جريان دو خطّ مشى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله بحران ها و برون رفت ها
پرسيد: آيا ديدى او آن را لمس كند؟
گفتم: نه.
گفت: فعل پيامبر را پيش گير، چراكه آن حضرت الگوى شايسته ونيك است[١].
اما متونى از اين دست، مُدّعا را بسنده نمىكند؛ زيرا اجتهادات فكرى و عملى عُمَر حجم انبوهى را تشكيل مىدهد[٢].
هنگامى كه به اين قضيه توجه كنى و سخنان عمر را درباره ضرورتِ تمسّك به احاديث و بىاعتنايى به اجتهاد، به خاطر آورى و سپس اجتهادات عمر و زيادهروى او در استنباط- حتّى با وجود نص- مدنظر قرار دهى، در مى يابى كه اين شرايط و اوضاع بود كه سرانجام عمر را وادار ساخت تا (آگاهانه يا ناخودآگاه) موضع و ديدگاهى برخلاف سنّتِ پيامبر در پيش گيرد.
[١] . مسند احمد ١: ٣٧، حديث ٢٥٣( و ص ٤٥، حديث ٣١٣)؛ اخبار مكّه ١: ١٥٠، حديث ١٨٤؛ الأحاديث المختاره ١: ٤١٨، حديث ٢٩٧.
[٢] . اين سخن، بر فرض تسليم دلالتِ حديثِ« حجر الأسود» بر تعبّد است، گرچه در واقع همين حديثِ« بوسيدن حجر» از ادلهاى است كه جهل عمر را به احكام مىنماياند. امام على عليه السلام درباره حجر فرمود: بوسيدن حجر، سودمند است. اين سنگ، روز قيامت براى كسانى كه او را لمس كردهاند شهادت مىدهد.
افزون بر اين، پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داد كه: حجر الأسود از سنگهاى بهشت است و بوسيدنِ آن، اشتياق به بهشت و آثار آن مىباشد؛ حجر دست راستِ خدا در زمين است كه با آن با بندگانش مصافحه مىكند، و هركه بيعت با رسول خدا صلى الله عليه و آله را درك نكند وحجر را لمس كند گويا با پيامبر صلى الله عليه و آله بيعت كرده است.
شرح العمده ٣: ٤٣٦؛ شرح فتح القدير ٢: ٤٤٩؛ فتح البارى ٣: ٤٣٦؛ عون المعبود ٥: ٢٢٩؛ مصنّف عبدالرزّاق ٥: ٣٩، حديث ٨٩٢٠.
و نگاه كنيد به: عمدة القارى ٩: ٢٤٠؛ ارشاد السارى ٣: ١٩٠؛ نصب الرايه ٣: ١١٦؛ سُبُل الهدى والرشاد ١: ١٧٦.