منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤١٦ - سخن ابن قيّم در متعه نساء
از سعد بن ابى وقّاص رسيده كه از او درباره «متعه» سؤال شد، گفت:
ما اين كار را مىكرديم، در حالى كه اين شخص [اشاره به معاويه] در آن زمان به «عرش» كافر بود.
راوى مىگويد: «عُرُش» يعنى خانههاى مكّه[١].
و در روايت ديگر است كه: يعنى معاويه[٢].
لفظ «عَرْش» را «عُرُش» قرار دادند تا جمع «عَريش» باشد (مانند قليب- قُلُب) و به معناى بيوتِ مكّه[٣].
شايد سعد آن را «عَرْش» تلفظ كرده و مرادش اين است كه وى در آن روز به «پروردگارِ عرش» كافر بود.
اين چنين سعد بن ابى وقّاص در بسيارى از جاها با معاويه معارضه كرد. وى از بزرگان صحابه و فاتح عراق است و يكى از اعضاى شورايى است كه عُمَر براى خلافت پس از خود تعيين كرد. امثالِ او- به جهت جايگاهى كه داشتند- مىتوانستند با معاويه مخالفت كنند، امّا ديگر صحابه نمىتوانستند در برابر اجتهادات معاويه بايستند.
آرى، سعد و عمران بن حُصَين و عُبادة بن صامت (و ديگر صحابه مشهور) مىتوانستند در برابر آراى معاويه- و بسا عثمان و عُمَر- ايستادگى كنند، ليكن در همان حين، از قدرتِ آنها مىترسيدند؛ به ويژه قدرتِ معاويه كه به مكر و نيرنگ مشهور بود ...
از عِمران بن حُصَين روايت شده كه وى رازى را آشكار ساخت كه در زمان شيخين و عثمان آن را در دل داشت. چون زمانِ مرگش فرارسيد، آنچه را نزدش بود به «مُطَرِّف» سپرد. مسلم و ديگران از مُطَرِّف حكايت كردهاند كه گفت:
[١] . صحيح مسلم ٢: ٨٩٧، حديث ١٢٢٥.
[٢] . مسند احمد ١: ١٨١، حديث ١٥٦٨؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم ٣: ٣٢٤، حديث ٢٨٤١؛ فتح البارى ٣: ٥٦٦.
[٣] . از اين كسان است خطّابى در اصطلاح غلط المحدِّثين: ١٢١؛ سيوطى در التطريف فى التصحيف: ٣١؛ و نگاه كنيد به: غريب الحديث( ابى عبيد) ٢١- ٢٠: ٤؛ المشارق ٢: ٧٩؛ شرح نووى ٨: ٢٠٤؛ غريب ابن جوزى ٢: ٨١.