منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٦٦ - موضع امام على عليه السلام
و ظن سخن نمىگفت، بلكه منتظر وحى مىماند تا وقايع را فَيصَله دهد و نظر قطعى در احكام نازل شود. خداى سبحان درباره پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[١]؛
پيامبر از روى هوا سخن نمىگويد، آنچه را بر زبان مىآورد وحيى است كه به او مىشود.
لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ[٢]؛
تا ميان مردم با آنچه خدا به تو نماياند، حكم كنى.
امّا اين سخن خدا كه فرمود: وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ...[٣] مرد و زن مؤمنى را نشايد كه هنگام حكمِ خدا و رسول در امرى، خود در امرشان به انتخاب دست يازند) سخنى است در ابطال مكتب اجتهاد و رأى؛ و چنين است اين آيه كه فرمود: وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ...[٤]) (و پروردگارت آنچه را بخواهد مىآفريند و مختار است، براى ايشان اختيارى نيست).
اين آيه، آشكارا عمل اين دسته از مجتهدان را- كه در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله خواهان مصلحتشناسىاند- باطل مىسازد. خداى متعال مىخواهد به جايز نبودن اين كار تصريح كند؛ چراكه شريعتِ خود را در كتابش كامل آورد و پيامبرش را واداشت تا احكامش را براى مردم تبيين سازد.
به آيه اخير، عبدالله بن عبّاس در رَدّ عُمَر براى امامت نيز استدلال كرد[٥].
[١] . نجم/ ٣- ٤.
[٢] . نساء. ١٠٥/
[٣] . احزاب/ ٣٦.
[٤] . قصص/ ٦٨.
[٥] . شرح نهج البلاغه ١٢: ٥٣.