منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٧٠ - نگرش اهل بيت عليهم السلام
علم ابن شُبْرُمَه تباهى است! نزد ما صحيفه جامعه مىباشد كه با املاى رسول خدا و دستْ خطِ على است. جامعه براى احدى جاى سخن باقى نگذاشته است، علم حلال و حرام در آن هست.
اصحاب قياس، مىخواهند با قياس علم دين را به دست آورند، اين كار بر دورىشان از حق مىافزايد؛ دين خدا با قياس به دست نمىآيد.
* از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود:
خدا محمّد را به عنوان پيامبر خاتم فرستاد، پيامبرى بعد از او نمىباشد؛ خدا كتابى بر او نازل كرد كه آخرين كتاب آسمانى است، و كتاب آسمانى بعد از آن وجود ندارد ...
پيامبر صلى الله عليه و آله علم ماندگارى را به اوصياى خود سپرد ولى مردم آنها را واگذاشتند.
اين اوصيا بر اهل هر زمانى شاهدند اما اين مردم با هر كه ولايت آنها را آشكار سازند و علومشان را جويا شوند، مىستيزند؛ و اين بدان جهت است كه بخشى از قرآن را به خاطر بخش ديگر كنار زدند و منسوخ را ناسخ پنداشتند و خاص را عام گرفتند و به آنها احتجاج كردند، به اولِ آيه چسبيدند و سنّت را در تأويل آن واگذاشتند. به آغاز و پايانِ كلام نگاه نكردند و ورود و خروج آن را در نيافتند؛ چراكه آن را از اهلش نستاندند، به همين جهت خود گمراه شدند و ديگران را گمراه ساختند[١].
* از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است كه فرمود:
مَن أفتي الناس بغير علم وهو لا يعلَم الناسخ من المنسوخ والمحكم من المتشابه، فقد هَلَكَ وأهْلَكَ[٢]؛
[١] . وسائل الشيعه ٧٢: ٢٠٠- ٢٠١، حديث ٣٣٥٩٣( به نقل از رساله محكم و متشابه سيّد مرتضى).
[٢] . المحاسن ١: ٢٠٥، باب عقل، حديث ٦١؛ اصول كافى ١: ٤٣، باب النهى عن القول بغير علم، حديث ٩.