منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٠١ - ١١ عبدالرحمان بن عوف
اين زن غش مىكند، شايد كسى كه با او آميزش كرده در حال غش و بيهوشى، اين كار را با او انجام داده است! رهايش كن!
عمر (با شنيدن اين سخن) تكبير گفت[١].
* زنى را نزد عمر آوردند كه دل بسته جوانى از انصار شده بود و به او عش- ق مى ورزيد. چون جوان به خواسته او تن نداد، دست به حيله زد، تخم مرغى را گرفت و زردىاش را درآورد و سفيدىاش را به لباس و ميان رانهاى خود ماليد، سپس فرياد زنان پيش عمر آمد و گفت: اين مرد به زور با من درآويخت و رسوايم كرد و اين منىها اثرِ كار اوست!
عمر از زنان خواست اين ادعا را وارسى كنند، آنان گفتند: در بدن و لباس وى اثر منى است.
عمر خواست جوان انصار را كيفر دهد، وى استغاثه مىكرد و مىگفت: دست نگه دار، به خدا سوگند مرتكب فحشا نشدهام و به آن زن نياويختهام، او مرا به خود فراخواند، خويشتن را بازداشتم.
عمر گفت: اى ابا الحسن، در امر اين دو چه نظرى دارى؟
على عليه السلام بر آنچه در جامه ريخته بود نگريست و آن گاه آب داغِ در حال جوشش خواست و بر لباس ريخت، سفيدىها جامد شد، سپس حضرت از آنها گرفت و بوييد و چشيد و مزه تخم مرغ را شناخت و آن زن را سرزنش كرد تا اينكه اعتراف كرد[٢].
١١. عبدالرحمان بن عوف
* از ابن عبّاس نقل شده كه عمر به او گفت: اى جوان، آيا از رسول خدا صلى الله عليه و آله يا يكى از صحابه شنيدهاى كه هنگام شك در نماز چه بايد كرد؟ در اين بين، عبدالرحمان بن عوف رسيد، گفت: بحثتان درباره چه بود؟ عمر ماجرا را گفت.
[١] . سنن ابى داود ٤: ١٤٠، حديث ٤٤٠٢ و ٤٣٩٩؛ المستدرك على الصحيحين ٢: ٦٨، حديث ٢٣٥١؛ سنن بيهقى ٤: ٢٦٩( و جلد ٨، ص ٢٦٤)؛ سنن دارقطنى ٣: ١٣٨، حديث ١٧٣؛ سنن نسائى ٤: ٣٢٤، حديث ٧٣٤٧.
[٢] . الطرق الحكميّة( ابن قيّم جوزيه): ٧٠؛ به نقل از الغدير ٦: ١٢٦.