منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٨٩ - ١ خلفا و تدوين حديث
مُعَمر مىگويد: پرسيدم: اى ابابكر، چرا با آنان همراه شدى، با اينكه اين سخن را شنيدى؟!
گفت: اى شخص، بس كن! آنان در اموال (و خوش گذرانى ها) شان ما را شريك ساختند، ما هم به خواستههايشان تن داديم[١].
در نامه امام سجّاد عليه السلام به زُهرى، ترسيم حال وى و تنگنايى كه حكومت آن زمان گرفتارش ساخت، آمده است:
خدا ما را از فتنهها مصون دارد و از آتش دوزخ بر تو رحم كند، در حالى هستى كه سزامند ترحُّمى! خدا نعمتهاى فراوانى بر تو ارزانى داشت، تنى سالم به تو داد و عمرت را طولانى ساخت و با آگاه ساختن به قرآن وفقاهت در دين و شناختِ سنّت پيامبر، حجّتهايش را بر تو تمام كرد ...
بنگر كه فرداى قيامت چه پاسخى خواهى داشت آن گاه كه در حضور خدا بايستى و از تو بپرسد كه نعمتهايش را چگونه پاس داشتى و حجّتهايش را چگونه ادا كردى؟! مپندار كه خدا عذرت را مىپذيرد و از تقصيرت درمىگذرد! اين خيالى است خام، چنين نيست، خدا در قرآن از عالمان پيمان گرفت كه: «لنبيننه للناس و لا تكتمونه- آنچه را مىدانند براى مردم تبيين كنند و كتمان نسازند»[٢].
بدان كه كمترين كتمان و سبكترين گناه تو اين است كه با نزديكى به ظالم و خدمتگزارى به او، وحشت وهراس را از دلش زدودى و راه تجاوز و ستم را برايش هموار ساختى!
چقدر بيمناكم از اينكه فرداى قيامت، به گناهِ خيانت بازداشت شوى، و به جرم اعانت بر ظلم گرفتار آيى!
[١] . مناقب ابن مغازلى: ١٤٢، حديث ١٨٧؛ جواهر المطالب ١: ٢٤٢( پانويس)؛ كشف اليقين: ٤٢٨.
[٢] . آل عمران/ ١٨٧.