منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٩٢ - عبدالله بن عمر و مخالفت او با پدرش
٢١. به نظر عمر «مُحَلِّل» حد شرعى ندارد، و ابن عمر اين كار را زنا مىدانست.
٢٢. عمر نكاح عبد را بىاذن مولايش، عصيانى مىشمرد كه حد [تازيانه] شرعى ندارد، و ابن عمر آن را زنا به حساب مىآورد و به حدّ زانى در اين زمينه قائل بود.
٢٣. عمر سجده تلاوت را زمانى لازم مىدانست كه شخص آيه سجده را با قصد بخواند يا بشنود، و ابن عمر سجده را بر هر شنونده و خوانندهاى كه آيه سجده را بشنود يا قرائت كند، واجب مىدانست.
٢٤. عمر موسيقى و شنيدن آن را با شروطى جايز مىدانست، و ابن عمر آن را در هيچ حالى مباح نمىشمرد.
٢٥. عمر قائل به روزه «يوم الشك»[١] نبود، و ابن عمر (آن گاه كه آسمان غبارآلود باشد) به روزه اين روز عقيده داشت.
٢٦. به نظر عمر مسافر بايد نماز «وِتر» را بر زمين گزارد (نه سوار بر مركب) و ابن عمر گزاردنِ آن را بر پشت مركب جايز مىدانست.
٢٧. عمر در نماز صبح قنوت مىخواند، و ابن عمر اين كار را بدعت مىشمرد.
٢٨. به نظر عمر در نماز جماعت، ركعتى را كه شخص درك كند، ركعت اول او حساب مىشود [هرچند ركعت آخر نماز امام باشد] و ابن عمر بر اين باور است كه آن ركعت، ركعت آخر نماز اوست [و ديگر ركعات را بايد قضا كند].
٢٩. عمر بر اين باور بود كه سزاوارترين مردم به نماز بر ميّت، ولى اوست؛ و عبدالله بن عمر مىگفت: شايستهترين كس به نماز بر او حاكم است.
٣٠. به عقيده عمر ماه رمضان جز به دو شاهد اثبات نمىشود، و ابن عمر قائل بود كه به يك شاهد ثابت مىشود.
٣١. عمر «صيام دهر» (پيوسته روزه گرفتن) را مكروه مىدانست، و ابن عمر اين كار را مىكرد.
[١] - روزى كه انسان نمى داند آخر شعبان است يا اول رمضان.