منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٩٠ - عبدالله بن عمر و مخالفت او با پدرش
١. عمر در حج يا عمره، سايه گرفتن را براى «مُحْرِم» جايز مىداند، و ابن عمر آن را جايز نمىشمارد.
٢- عمر غناى حلال را براى مُحْرِم جايز مىداند و ابن عمر به عدمِ جوازِ آن قائل است.
٣. به نظر عمر، مُحْرِم (هنگامى كه به صيد امر نكند يا شخصِ مُحِلّ براى او صيد نكند) مىتواند از صيدِ فردى كه از احرام خارج شده است بخورد، امّا ابن عمر از آن مىپرهيزد و به جواز ا كل آن فتوا نمىدهد.
٤. عمر از فروش «زمين خراجى» (زمينهايى كه با جنگ فتح شده و در دست صاحبانشان واگذاشته شدهاند) منع مىكرد و ابن عمر آن را جايز مىدانست.
٥. عمر استبراء كنيز[١] فروخته شده را از سوى فروشنده و سپس مشترى، واجب مىدانست، امّا ابن عمر استبراء را تنها از طرف مشترى واجب مىشمرد.
٦. عمر قتل اسيران را جايز مىديد، و ابن عمر كشتن آنان را جايز نمىدانست.
٧. به نظر عمر هركس در سفر، سه روز قصد اقامت كند، بايد نمازش را تمام بخواند؛ و ابن عمر (براى تمام خواندن نماز) نيّت دوازده روز اقامت را لازم مىدانست.
٨. عمر آشاميدن آب از ظرفى كه نقرهكوب شده است و شخص لبش را در جايى كه نقره ندارد مىگذارد، جايز مىداند؛ و ابن عمر چنين ظرفى را مىشكست.
٩. عمر فروش چيزهايى را كه نجس شدهاند و امكان بهره ورى از آنها هست جايز نمىدانست، و ابن عمر به جواز آن معتقد بود.
١٠. عمر مساوات در بخشش را ميان اولاد واجب مىدانست، و ابن عمر به جواز برترى دادن ميان آنان قائل بود.
١١. عمر حرمت مصاهره را به تسرّى ثابت مىدانست به خلاف ابن عمر.[٢]
[١] ١. طبق اين نظر، كسى كه مى خواهد كنيزش را بفروشد بايد قبل از فروش با او مقاربت نكند تا خون حيض ببيند و پاك شود و در صورتى كه حيض نمى بيند بايد ٤٥ روز با او مقاربت نكند و كسى كه مالك كنيزى مى شود نبايد قبل از ديدن خون حيض و پاك شدن با او مقاربت نمايد و همچنين اگر كنيز خون نمى بيند بايد ٤٥ روز صبر نمايد.
[٢] ٢.« تسرّى» در فقه به معناى آميزش با كنيز- ولو بدون انزال- است. اين اختلاف به اين معناست كه آيا بر اثر آميزش با كنيز، مادر آن كني-- ز، بر مرد ح------ رام مى شود يا نه؟ ام الزوجة وى حساب مى شود يا خير؟