منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٤٤ - ٢ سه طلاق در يك مجلس
پيامبر صلى الله عليه و آله دل آنان را به دست مى آورد به اين صورت كه: گاه آنان را فرمانده گروهى مىساخت، و گاه در بعضى امور به مشورت با آنان مىپرداخت، و گاه مال به آنها مىداد و ...
اين مسئله، ويژه دوران ضعف اسلام و نيرومندى آن نبود، بلكه پيامبر مىخواست كه ايمانِ آنها زبانى نباشد و با دل و جان اسلام را بپذيرند.
اكنون مىپرسيم: اگر توجيه عمر درباره سهم «مؤلفه قلوبهم» درست باشد و اسلام كه قوى شد نيازى به اين كار نباشد، معناى سخنى كه دكتر «محمّد عجاج خطيب» از مسند احمد نقل مىكند، چيست؟ وى مىآورد:
رسول خدا صلى الله عليه و آله صحابه و كسانى را كه همراهش بودند، روز فتح مكّه دستور داد كه شانهها را برهنه سازند و در طواف هَرْوَلَه كنند تا مشركان نيرومندى و چابكى آنان و شوكتِ دولتِ اسلام را ببينند! عمر- در عهد خودش- به نظرش آمد كه ديگر دليلى براى اين كار وجود ندارد، به همين جهت گفت:
اكنون چرا دويدن و بازو نماياندن! خدا اسلام را ثابت و استوار ساخت و كفر و اهلش را از بين بُرد!
با وجود اين، چيزى را كه در عهد پيامبر انجام مىداديم وانمىگذاريم[١].
عُمَر يا از متعبّدان است (چنان كه از اين حديث برمىآيد) يا از مجتهدانى كه در پى مصلحت شناسىاند (همان گونه كه از وى ثابت است) اگر از متعبّدان است چرا در سهم «مؤلفة قلوبهم» به عمل پيامبر اقتدا نمىكند؟ و اگر از مجتهدان است، چرا در اجتهادش نظر خود را بر عمل پيامبر ترجيح مىدهد؟
[١] . السنّة قبل التدوين: ٨٦؛؛ به نقل از مسند احمد ١: ٤٥، حديث ٣١٧( به اسناد صحيح) و به نقل از آن در سنن ابى داود ٢: ١٧٨، حديث ١٨٨٧.