منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٢١ - حاكمان و روند عادى سازى فقه حكومتى
بر انديشمندان است كه- پس از آگاهى بر نهى عمر در متعه- در حكمى كه درباره تمتّع گفتهاند درنگ ورزند، آيا به راستى آن نسخ شده يا اينكه امام على عليه السلام و ابن عبّاس از آن منع كردند؟! (و ديگر افتراهايى كه فتواى حاكم و سليقه او را به كرسى مىنشاند).
شواهد تاريخى و حديثى سنّى و شيعه، ضعف اين اخبار را روشن مىسازد.
* هيثمى در مجمع الزوائد آورده است كه:
عُروة بن زُبير نزد ابن عبّاس آمد و گفت: اى ابن عبّاس چندى است كه مردم را گمراه مىسازى!
ابن عبّاس گفت: كدام گمراهى اى چموش؟!
عُروه گفت: شخصى براى حج يا عمره احرام مىبندد، آن گاه كه طواف كرد مىپندارى كه از احرام درمىآيد! ابوبكر و عمر از اين كار نهى كردند!
ابن عبّاس گفت: واى بر تو! آيا آن دو نزدت برترند يا آنچه در كتاب خداست، و رسول خدا در ميان اصحاب و امّتش سنّت نهاد؟!
عُروه گفت: ابوبكر و عمر، از من و تو، به كتاب و سنّت داناتر بودند[١].
* از ايّوب نقل شده كه عُروه به ابن عبّاس گفت:
آيا از خدا نمىترسى، به متعه رخصت مىدهى؟!
ابن عبّاس گفت: مَرْدَك، از مادرت بپرس!
عُروه گفت: ابوبكر و عمر اين كار را نكردند!
ابن عبّاس گفت: والله پايانِ كار شما را عذاب مىبينم! از پيامبر صلى الله عليه و آله برايتان حديث مىكنيم و شما از ابوبكر و عمر مىگوييد[٢].
[١] . مجمع الزوائد ٣: ٢٣٤؛ به نقل از طبرانى در المعجم الأوسط ١: ١١، حديث ٢١.
[٢] . حجّة الوداع( ابن حزم): ٣٥٣، حديث ٣٩١؛ التمهيد( ابن عبدالبر) ٨: ٢٠٨( متن از اين كتاب است)؛ زاد المعاد ٢: ٢٠٦.