منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٣٦ - آرا و تأويلات
باشد، همه ميراث به او مىرسد) و اگر شخص بميرد و تنها دو خواهر داشته باشد، دو سوم ارث از آنهاست، و اگر وارث برادر و خواهر باشد، برادر، دو برابر خواهر ارث مىبرد. خدا برايتان [احكام ارث را] تبيين مىكند تا گمراه نشويد، و خدا بر هر چيزى داناست.
وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً[١]؛
و اگر مردى به كلاله [خواهر برادرى] ارث مىبَرَد ...
آرى آنان استعمال رأى از سوى صحابه را، توجيه كردند به اينكه اين كار، تفسيرِ نصوص است.
دكتر مدكور- بر سخن پيشين خود كه به مراحل شكلگيرى «رأى» اشاره دارد- مىافزايد:
سپس كلمه «رأى» بر چيزى اطلاق گرديد كه در برابر نصوص بود؛ نصوصى كه به نام «علم»، ويژه گشته بود. پس از آن، اصوليانى را مىيابيم كه «رأى» را به «قياس»- به تنهايى- تفسير مىكنند، و بعضى آن را شامل همه چيزهايى قرار مىدهند كه با كتاب وسنّت واجماع، برابرى مىكند.
رأى، به مفهوم اخير، اخَصّ از اجتهاد است؛ زيرا نوعى از آن به شمار مىرود، و آن را «اجتهاد به رأى» ناميدهاند (در مقابل «اجتهاد در دائره تفسيرِ نصّ»).
مراد از «رأى»، تعقُّل و تفكُّر به وسيلهاى از وسائلى است كه شرع- در استنباط حكمِ چيزى كه نص ندارد- سوى آن رهنمون كرده است.
امّا «اجتهاد» شامل استنباط حكم از نصّ ظنّى مىشود؛ چنان كه جمع ميانِ نصوص به ظاهر متعارض را در بر مىگيرد، و شامل اجتهاد به رأيى كه گفتيم، هست.
[١] . نساء/ ١٢.