منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٩٤ - بيم و تثبيت
و گفتهاند: قرآن و عترت، ثَقَلين ناميده شدهاند به جهتِ سنگينى رعايتِ حقوقِ آن دو[١].
خَطّابى در غريب الحديث و ابن منظور در لسان العرب و زَبيدى در تاج العروس و ابن اثير در
النهاية
و نَووى در شرح خود بر صحيح مسلم و ديگران در شرح حديث ثقلين گفتهاند:
قرآن و عترت، ثقلين ناميده شدهاند؛ بدان جهت كه اين دو را گرفتن و عمل به آنها كردن، ثقيل است[٢].
شهاب الدين خَفاجى در نسيم الرياض در تفسير حديث ثقلين، اقوال را مىشمارد و مىگويد:
ثَقَلَيْن، تثنيه ثقل است. ثقل هر چيز سنگين مىباشد و ضد سبكى است. ثَقَلَيْن، انس و جنّ (آدمى و پرى) اند.
پيامبر قرآن و عترت را ثَقَلَيْن ناميد به جهت عظمتِ شأن آن دو، و اينكه آبادانى دين به آن دوست (چنان كه دنيا به انس و جن آباد مىشود) و به دليل رجحان قدرشان، چراكه رجحان در ترازو به وزنهاى است كه در آن هست؛ يا بدان علّت كه رعايتِ حقوقِ قرآن و عترت سنگين است.
قول هفتم: بودن هريك از قرآن و عترت، مصون از خطا و ياوه و سهو و لغزش، و طهارت آنها از آلودگى و پليدى و از باطل و دروغ.
بعضى از فقراتِ حديث اين تفسير را تأييد مىكند و با معناى لغوى نيز جور در مىآيد؛ زيرا ثقل- در لغت- شيء نفيس مصون است.
[١] . همان.
[٢] . غريب الحديث ٢: ١٩٢؛ لسان العرب ٢: ١٩٢؛ تاج العروس ٧: ٢٤٥؛ النهاية فى غريب الحديث ١: ٢١٦؛ شرح النووى على صحيح مسلم ١٥: ١٨٠.