منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٦١ - موضع گيرى ابوبكر و عمر در برابر اين دو شيوه
تيراندازان را كشتند و عبدالله بن جبير را مُثلَه كردند و رودههايش را از شكمش درآوردند و بر مسلمانان غافلگيرانه تاختند و شعارشان را طنينانداز ساختند كه: اى «عزّى» اى «هُبَل» يارىمان كنيد! ...[١]
نكته جالب- در اينجا- اين است كه هواداران مدرسه «اجتهاد نبى» و «اجتهاد صحابه» مىگويند: «رأى مجتهد اگر به واقع اصابت كند، دو اجر دارد و اگر به خطا رود، يك اجر از آنِ اوست».
اينان با اينكه به اين اصل قائلاند، عقيده دارند كه خدا پيامبرش را در گرفتن فديه از اسراى بدر عتاب كرد! اگر- به حسب پندار آنان- رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين مسئله اجتهاد كرد و مجتهد مأجور است، معناى گريه آن حضرت و نزديكى عذاب به او چيست؟ و اين سخنش چه معنا دارد كه:
«إنّ العذاب قَرُبَ نزوله، لو نَزَلَ لما نجا منه إلّا عمر»
[٢]؛ نزولِ عذاب نزديك شد، و اگر فرود مىآمد جز عمر نجات نمىيافت!
به اين ترتيب، درمىيابيم كه: ميانِ صحابه كسانى- در برابر گفتار و رفتار پيامبر- به رأى خودشان اهميت مىدادند و براى تصحيح عملكرد پيامبر، سخت مىكوشيدند! خطاى پيامبر صلى الله عليه و آله را يادآورش مىشدند و- العياذ باللّه- گوشزد مى كردند كه رفتار آن حضرت بر خلافِ دين خداست!
در مقابل، گروه ديگر به لزوم امتثال دستوراتِ پيامبر و جايز نبودن مخالفت با گفتار و رفتار و تأييد (قول و فعل و تقرير) آن حضرت، معتقد بودند؛ چراكه اين سخن خداى متعال را باور داشتند كه: ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ[٣]؛ براى آنان [آنجا كه خدا و پيامبر حكم دارد] حقّ انتخابى نيست.
در قرآن آيات زيادى هست كه اين معنا را روشن مىسازد:
[١] . الفصول المهمّة: ١١٦.
[٢] . المستصفى( غزالى): ١٧٠ و ٣٤٧؛ الإحكام( آمدى) ٤: ١٧٣ و ٢٢١؛ المبسوط( سرخسى) ٥: ٤٧٥؛ و ديگر مصادر.
[٣] . قصص/ ٦٨.