منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٤٦ - چكيده سبب اخير
ه-) مشهور است كه عُمَر فضائل حضرت على عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام را بر زبان مىآورد، ليكن از تفسير آنها بيم داشت. سپس براى دور ساختن اهل بيت از خلافت به اين توجيه دست يازيد كه قريش اجتماع نبوّت و خلافت را در يك خاندان خوش ندارند.
پيداست كه پس از قبضه خلافت، ذكر احاديث فضائل حضرت على عليه السلام، آسيبى را كه نشرِ فقهِ فضائل و نصوص پيامبر صلى الله عليه و آله [بر نگرش عمر] وارد مىساخت، در بر نداشت؛ زيرا اين فقه، مخالفتِ اجتهادات عمر را با قرآن و سنّت مىنماياند و در نتيجه به نقض امور عمر و شورش مسلمانان بر وى مىانجاميد. تضعيف در كيان دولت از همين مجرا عملى است.
آرى، عمر بعد از قبضه خلافت، شرح و تفصيل و تفسير فضائل حضرت على عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام را برنمىتافت؛ زيرا انتشار و شيوع آنها، موقعيت خليفه را مىلرزاند و مسند رهبرىاش را فرو مىپاشاند، و موضع طرفداران اهل بيت را قوى مىساخت و كشف مىكرد كه خلافتِ شرعى، حقِ خاندان پيامبر است.
همچنين منع عمر از تدوين در آن پنجشنبه شوم، ناظر به همين معناست. افزون بر اين، سببى مهم در كنار مشكلى به شمار مىرود كه عمر در مقام فتوا با آن رو به رو شد و او را به سياستِ منع عام از تدوين واداشت تا از پيامدهاى ناگوارِ سياسى و فقهى در امان بماند.
دور ساختن امام على عليه السلام از امامتِ فقهى و سياسى از اهدافِ اساسى در دولتِ خلفاست. در كلام ابن عبّاس آشكارا اين سخن هست كه: «لو قُدِّمَ مَن قَدَّمَ الله ... ما عالَت فريضة»[١]؛ اگر كسى را كه خدا مقدّم داشت جلو مىانداختيد، عَوْل[٢] در فرائض پيش نمىآمد.
[١] . سنن بيهقى ٦: ٢٥٣، باب العول فى الفرائض، حديث ١٢٢٣٧.
[٢] ٢. اصطلاحى است در مسئله ارث. در كيفيّت تقسيم تركه بر وارثان ميّت كه در صورت زيادى سهام بر تركه، نقصان تركه بر جميع وارثان به طور مساوى تقسيم مى شود. اين قول اهل سنّت است و نزد مكتب اهل بيت عليهم السلام اين قول باطل است( مراجعه شود به كتب فقهى ارث).