منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٠٥ - انگاره حجيّت قول صحابى
حفظ حقّمان مبارزه كرديم، و اگر حق ديگرى مىباشد، پدرت اول كسى است كه اين سنّت را گذارد و حق را از اهلش ستاند و ويژه خود ساخت[١].
همه اينها نقش عمر را در تقويت فقه امويان مىنماياند، او به عثمان و معاويه (و ديگر كسانى كه با مكتب «تعبّد محض» مخالف بودند) ميدان داد تا فقه جديد و بنيانهاى نوى را در تشريع اسلامى پى ريزى كنند. در مقابل، مىنگريم امويان مىكوشند فقه ابوبكر و عُمَر و عثمان را استوار سازند.
انگاره حجيّت قول صحابى
غزالى در المستصفي درباره حجيّت قول صحابى- پس ازطرح نظراتى در اينباره- مىگويد:
از مصادر خيالى، قول صحابى است؛ گروهى بر اين باورند كه مذهب صحابى- به طور مطلق- حجّت است، و قومى آن را حجّت مىدانند هرچند مخالف با قياس باشد، و دستهاى تنها قول ابوبكر و عُمَر را حجّت مىدانند به دليل اين حديث پيامبر كه فرمود: «به دو نفر پس از من اقتدا كنيد» و طائفهاى به حجيّت قول خلفاى راشدين- آن گاه كه با هم متفق باشند- قائلاند، همه اينها نزد ما باطل است[٢].
سپس غزالى به ردّ همه اين اقوال مىپردازد و مىگويد:
كسى كه اشتباه و سهو بر او جايز است و عصمتش ثابت نمىباشد، قولش حجيّت ندارد؛ با جواز خطا چگونه مىتوان به قولِ ايشان احتجاج ورزيد؟! چگونه بىحجّت متواتر، عصمتِ آنان ادعا مىشود؟ چگونه مىتوان عصمتِ قومى را تصُّور كرد كه اختلافشان جايز است؟
چگونه دو معصوم با هم اختلاف مى ورزند؟ چگونه است كه صحابه بر جواز مخالفتِ رأى صحابه اتفاق دارند؟! ابوبكر و عُمَر كسانى را كه با اجتهاد در برابر
[١] . الأنوار النعمانيه ١: ٥٣( به نقل از بلاذرى)؛ بحار الأنوار ٤٥: ٣٢٨.
[٢] . المستصفى: ١٦٨.