منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٠٦ - انگاره حجيّت قول صحابى
رأى آن دو مخالفت ورزيدند، تخطئه نكردند، بلكه در مسائل اجتهادى واجب ساختند كه هر مجتهدى از اجتهاد خويش پيروى كند.
بنابراين، نبود ادله بر عصمت، وقوع اختلاف ميان صحابه، تصريح صحابه به جواز مخالفت با ايشان، سه دليل قاطع براى عدم حجيّت قول صحابى است.[١]
استاد ابو زُهره مىگويد:
حق اين است كه قول صحابى حجّت نمىباشد. خداى سبحان جز محمّد را سوى اين امّت برنينگيخت و ما جز يك پيامبر نداريم، صحابه بعد آن حضرت- به طور مساوى- به پيروى شريعت آن حضرت در كتاب و سنّت، مكلّفاند؛ هركس قائل باشد كه در دين خدا جز كتاب و سنّت، چيز ديگر حجّت دارد، چيزى را بر زبان آورده كه در دين ثابت نيست و از شريعتى سخن گفته كه خدا به آن امر نكرده است[٢].
دكتر حسين حاج حسن، در اين زمينه، سخن ظريفى دارد، مىگويد:
صحابه پيامبر مانند ديگر مردم، بشرند، دنيا و شادىهاى آن بعضى را مىفريبد و در سلوكشان ارزشهاى اجتماعى اثر مىگذارد؛ كسانى كه قائلاند صحابه فرشتگانى معصوم از گناهاند، ...
از بدشانسى ابوجهل اين بود كه در معركه «بدر» در صفِ مشركان كشته شد. اگر زمان با او يار مىشد- چنان كه ديگران اين فرصت را يافتند- و از اين معركه جان به در مىبُرد و تا روز فتح مكّه باقى مىماند واسلام مىآورد، در شمار صحابه يا رهبرانى درمىآمد كه ادعا دارند پرچم اسلام را برافراشتند.
اين مسئله، تصادفى است. صُدفه (اتفاق ناگهانى) نقش بزرگى در زندگى انسان بازى مىكند و امرى است كه هر روز شاهد آنيم؛ چراكه بسيارى از ابوجهلها را
[١] . همان.
[٢] . تاريخ المذاهب الإسلاميّة: ١٠٢( به نقل از بحوث مع اهل السنّة: ٢٣٥؛ الشيعة هم أهل السنّة: ١٣٢).