منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٠٨ - انگاره حجيّت قول صحابى
مؤمنان (راستين) آناناند كه چون سوى خدا و رسولش دعوت شوند كه ميانِ آنها داورى كند، گويند: شنيديم و فرمانبَريم. ايناناند كه رستگارند.
و هركه مطيع خدا و پيامبرش باشد و از خدا بترسد و پروا كند، كامياب است.
سوگندهاى سخت ياد مىكنند كه اگر فرمان صادر كنى [براى جهاد] بيرون مىآيند. بگو: سوگند مخوريد! طاعتى نيك داشته باشيد، خدا به كارهاتان آگاه است.
بگو: خدا و پيامبر را اطاعت كنيد! اگر (از فرمان خدا و پيامبر) روى گردانيد پيامبرمسئولِ وظيفه خود است وشما مسئولِ تكليفى كه داريد؛ و اگر شما پيامبر را فرمان بريد، هدايت مىيابيد؛ و پيامبر جز روشنگرى وظيفهاى ندارد.
اين آيات محكم، براى احدى دستاويز نمىگذارد، خدا در آنها توصيف كارهاى اهل زمانِ ما را بيان مىكند؛ چراكه مىگويند: ما به خدا و رسول ايمان داريم و مطيع آنها هستيم، آن گاه دستهاى از ايشان- بعد از اين اقرار- روى برمىگردانند و با آنچه از سوى خدا و رسول آمده مخالفت مى ورزند! اينان به نصِ حكم خدا مؤمن نيستند.
هنگامى كه به آياتى از قرآن يا حديثى فراخوانده شوند كه بر خلاف تقليد ملعون آنهاست، از آن روى برمىتابند با اين توجيهات كه: اين مورد عمل نيست، اين آيه خاص است، اين حديث متروك مىباشد، فلانى از عمل به آن ابا ورزيد، قياس برخلاف اين است.
و زمانى كه در حديث يا قرآن چيزى بيابند كه با تقليدشان همسوست با آن هر نوع هماهنگى را دارند و حرف به حرفِ آن را معترفانه مىآورند.
واى بر ايشان، چه انديشهاى در سر دارند؟ آيا بيماردل و اهل شكاند؟ يا از ستم خدا و پيامبر مىترسند؟ اينان همان ستمگراناند كه پروردگار جهانيان به اين نام، ناميدشان. پس مرگ بر ستمگران باد![١]
[١] . الإحكام فى اصول الأحكام ١: ٩٨- ٩٩.