منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٤ - مقدمه مؤلّف
به همين جهت (و نيز ديگر عوامل) است كه مىگويند: سنّت، ظنّى الصدور است!
اختلافاتى كه سنّت بدانها مبتلا شد بر ديگر مصادر تشريع تأثير گذارد، هر فرقهاى بر اساس نقلهايش به تفسير و تأويل آيات پرداخت و مُدّعى شد كه مقصود از آنها همان چيزى است كه او در روايات يافته است.
در اين ميان، بعضى رويكردى منفى در پيش گرفتند با اين نگرش كه اصول و قواعد و كلّياتى كه آدمى براى خويش تصويب مىكند، از روايات بسنده است و جايگزين موارد اختلاف مىشود.
به اين ترتيب اختلاف در سنّت، شاخههاى مختلف يافت و در بسيارى از اصول و فروعِ دين ريشه دوانيد و امّت اسلام به مذاهب و فرقههاى گوناگون تقسيم گرديد كه هر كدام مدّعىاند پيرو قرآن و پيامبرند و بر حق مىباشند و سنّتِ پيراسته همان است كه آنان دارند!
آيا مىتوان بر حق بودن همه اين فرقهها را تصديق كرد و قائل شد كه اين جريانهاى فكرى همه صحيحاند و خدا و رسول آنها را حجيّت بخشيده است؟ يا اينكه حق تنها يك چيز است و بايد به آن دست يافت؟ آيا سخن هر فرقهاى درباره فرقه ديگر درست مىباشد يا نه؟
نزاع فكرى در اين گرايشات مختلف، در دور باطلى (از قبول و رَدّ) مىچرخد و عقل سالم- در برابر اين جريانات فكرى- چارهاى نمىبيند جز اينكه يكى را ترجيح دهد يا سوى يكى از آنها گرايش يابد؛ زيرا درستى و يا نادرستى همه آنها معقول نمىباشد چرا كه حق يكى است و تنها يك فرقه اهل نجات به شمار مىرود. پس بر مسلمان واجب است كه بحث و جست و جو كند تا به سنّتِ صحيحى دست يابد كه او را به حقيقتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آورده است برساند.
از اين رو درباره حجيّت سنّت بحث نمىشود؛ زيرا اختلافى در آن نمىباشد[١]، بحث در طُرُق اثباتِ سنّت است و اينكه كدام يك از نقلها حجّتاند؟
[١] . افرادِ نادرى كه تنها قرآن را كافى مىدانند، قابل اعتنا نيستند؛ به ويژه آنانى كه در سالهاى اخير شكل گرفتهاند و آشكارا به انكار سنّت مىپردازند.