منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٣٥ - ابن مسعود و روايات منع
اين سخن با نظر ما منافات ندارد كه ابن مسعود از مروّجان نقل و نگارش حديث بود و از راويان فضائل اهل بيت؛ زيرا انسان گاه عقيدهاش را- به جهت مصلحت يا ترس- كتمان مىسازد، كه اين روند در سيره ابن مسعود نمايان است.
از وى رواياتى درباره فضائل على و زهرا و حسن و حسين عليهم السلام نقل شده است، او در زمره هفت نفرى مىباشد كه در دفن حضرت زهرا عليها السلام حضور يافتند، و از دوازده نفرى است كه خلافتِ غاصبانه ابوبكر را برنتافتند، و فقه او نزديك به فقه اهل بيتعليهم السلام مىباشد.
اينها همه، بر خلاف توجيهى است كه بيشتر نويسندگانِ شيعه درباره ابن مسعود آوردهاند.
بارى، شخصى كه به جهت آمد و رفت زياد با اهل بيت از آنان به شمار مىآيد (تا آنجا كه گفتهاند: «ما نراه إلّا عبدَ آل محمّد»؛ او را جز بنده آل محمّد نمىدانيم) و بر لزوم صلوات بر آل محمّد در نماز معتقد است و شواهد ديگر با تحليلى كه دربارهاش گفتهاند، هماهنگى ندارد، پس بايد خبر رسيده از او بر تقيه و مصلحت و ... حمل شود.
بنابر اين، ما قول هفتم را به كلى انكار نمىكنيم و در عين حال، آن را به طور مطلق صحيح نمىدانيم و سبب اساسى را منحصر در آن نمىانگاريم، بلكه آن را نزديك به صواب وبيانگر بخشى از انگيزه منع مىشماريم.
اكنون زمانِ بحث از سببِ واقعى جلوگيرى شيخين از تدوين حديث فرا مى رسد [در اين راستا] بايد دريابيم چرا خلفا مردم را به قرآن ارجاع مىدادند؟
ابوبكر مىگفت: «بيننا وبينكم كتابُ الله»[١] (ميانِ ما و شما كتاب خدا هست) و عمر مىگفت: «حَسْبُنا كتابُ الله»[٢] (قرآن ما را بسنده است) و «ليس بعدَ كتاب الله شيءٌ» (وراى كتاب خدا چيزى نيست) و ...
[١] . تذكرة الحفّاظ ٢: ١- ٣؛ حجيّة السنّة: ٣٩٤.
[٢] . مسند احمد ١: ٣٣٤، حديث ٢٩٩٢؛ المصنّف( عبدالرزّاق) ٥: ٤٣٨؛ صحيح بخارى ٥: ١٣٨( و جلد ٧، ص ٩)؛ صحيح مسلم ٥: ٧٦.