منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥١٧ - مرحله دوم
از لابه لاى بحث و بررسى منع تدوين حديث، مىتوان سه مرحله را دريافت:
١. دوران ابوبكر و عمر.
٢. دنبالهروان شيخين (عثمان و معاويه).
٣. بعد از معاويه تا عصر تدوين حديث توسط حكومت.
مرحله اول
منع تدوين در عهد ابوبكر و عمر (افزون بر تلاش آنها براى اخفاى فضايل اهل بيت كه سزاوارتر بودن آنها را براى خلافت مىنماياند. و آشكار مىساخت كه عقل آنان سزامندِ رأى و اجتهاد است) از عدم حفظ و احاطه آن دو به همه احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله ناشى مىشد. از آنجا كه مقام خلافت اقتضا مىكرد كه خليفه به احكام پيامبر آگاه باشد و از سويى وى از خاصان پيامبر صلى الله عليه و آله نبود تا همه احكام صادر از آن حضرت را بداند و شناخت خليفه به وجوه تفسير و تأويل در قرآن و ... ثابت نيست، طبيعى بود كه ميان فتاواى او و اقوال پيامبر و حكم قرآن ناسازگارى پديد آيد.
اين امر اگر مجال مىيافت تا براى مردم روشن شود (آن گونه كه امروزه پيداست) مشكل بزرگى رخ مىداد؛ به ويژه آنكه خليفه در پى جنگهاى مرزى و فتح سرزمينهاى همجوار با بلاد مسلمانان بود.
از اين رو لازم ديد كه رأى خود را حكمِ نهايى وحرف آخر بداند (هرچند بر خلاف نص قرآن يا حديث پيامبر درآيد) تا در مصالحى كه مىپسندد معذور باشد؛ چنين است كه