منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٠٨ - ٣ حد شرابخوار
شخص مست گردد هذيان مىبافد و در هذيان گويى افترا مىزند، پس شرابخوار را حد افترا (نسبت ناشايست به كسى) بزنيد[١].
ابن عوف گفت: او را سبكترين حد كه ٨٠ تازيانه است بزنيد[٢].
رأى صحابه به همين ٨٠ تازيانه انجاميد.
جاى شگفتى از اين گمانِ ناحق است كه شريعت را تهى از حكم جَلد (تازيانه) دانستهاند.
ابن حزم در المحلّى به نقل از بعضى تصريح كرده كه شارع حدى براى شرابخوار قرار نداده است[٣].
در اينجا ما نمىخواهيم به وارسى سخن ابن حزم و ردّ آن بپردازيم، ليكن يادآور مىشويم كه از اين ادعا، نقصان شريعت و لغو بودنِ آن لازم مىآيد در حالى كه خداى متعال قرآن را ... تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ ...[٤]) (بيانگر هر چيزى) معرفى مىكند، و هيچ يك از مسلمانان قائل به نقص شريعت نمىباشند.
امّا استدلالى كه به ٤٠ ضربه بر اساس عمل پيامبر شده- كه آن حضرت با چيزى كه دو طرف داشت يا با نعلين ٤٠ بار زد- با فرض صحّت اين سخن، با ٨٠ تازيانه سازگار است؛ چرا كه عرف زدن با دو كفش را يك ضربه نمىداند بلكه آن را دو ضرب مىشمارد و اين خود دليل بر ٨٠ تازيانه است.
مشهور است كه عمر- پيش از مشورت با صحابه- شارب خمر را ٤٠ تازيانه و ٦٠ تازيانه حد مىزد تا اينكه پس از مشورت با صحابه، رأيش بر ٨٠ تازيانه استوار گرديد.
[١] . المغنى ٩: ١٣٧( و در چاپ دار الكتاب العربى- بيروت- جلد ١٠، ص ٣٢٩).
[٢] . همان.
[٣] . المحلّى ١١: ٣٦٤، مسئله ٢٢٨٧.
[٤] . نحل/ ٨٩.